درددل
اطراف مون رو آدمها پست، دورغگو و دورو و.....گرفتن
ولی هنوز بعضی ها خیلی خوبن نمی دونم چرا؟؟؟؟.....
شاید دلیلش این باشه
چون خورشید باید دلیلی برای طلوع کردن،.....ماه دلیلی برای تابیدن ....،ستاره ها دلیلی برای نور افشانی....... و آسمان دلیلی برای آبی بودن داشته باشند برای اینکه هنوز آخر دنیا نشده !!!برای اینکه...
پس سعی کنیم خوب باشیم
صد بار بدی کردی دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یکبار نکردی آن را
2
نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 17:31  توسط وحید
|
تنها چند ساعت پس از اكران ; جنگ هاي ستاره اي به سرقت رفت
|
|
درست ساعاتي پس از اكران آخرين قسمت از مجموعه فيلم هاي «جنگ هاي ستاره اي» نسخه دزدي آن از طريق اينترنت براي دانلود در اختيار كاربران قرار گرفته است. با وجود تدابير شديدي كه سينماهاي پخش كننده براي جلوگيري از به سرقت رفتن آخرين قسمت از «جنگ هاي ستاره اي» اتخاذ كرده بودند بازهم نسخه هايي از فيلم به سرعت در سراسر شبكه وب در حال گسترش است. قسمت آخر جنگ هاي ستاره اي با عنوان «انتقام سيت» روز جمعه در 3661 سالن سينما در سراسر انگلستان به نمايش عمومي در آمد. به گزارش سايت هاي اينترنتي انگليسي ، در اولين ساعات ارائه نسخه غير اصلي «انتقام سيت» روي اينترنت بيش از 16 هزار نفر ان را دانالود كرده اند. با اينحال يك گزارش تاييد نشده حاكي از آن است كه فيلم پيش از اكران و روز پنجشنبه به اينترنت راه يافته است. بي بي سي آنلاين در گزارش خود از اين ماجرا اعلام كرده است كه فيلم ارائه شده بر روي اينترنت نسخه اصلي نيست و برخي از صحنه هاي فيلم اكران شده در سينما را ندارد. پيش بيني مي شود فروش «انتقام سيت» در سينماهاي انگليس بسيار بيشتر از 2 قسمت قبلي اين مجموعه «تهديد شبح» و «حمله كلون ها» داشته باشد |
|
| |
|
|
|
2
نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 17:30  توسط وحید
|
سلام
خیلی وقت بود که نمی نوشتم یکی به خاطر امتحانات میان ترم بود و یکی اینکه احساس می کردم مطالبم مفید نیست ولی وقتی نظرات شما عزیزان رو دیدم خیلی خوشحال شدم و انگیزه پیدا کردم ازهمه شما متشکرم. رقم کنتور هم از هزار کذشته بود و این هم مایه خوشحالی هست.
تو این مدت اتفاقات عجب غریبی افتاد یکیش ثبت نام کاندیداها بود که از نوجوان ۱۶ ساله و کشاورزی که فقط تا سوم راهنمایی درس خونده بود و امید وار به کسب ۷.۵ میلیون رای بود تا خانوم خانه دار که فقط تا دیپلم درس خونده بود .ثبت نام کردند
یه اتفاف کاملا عجیب و غریب و باور نکردنی توقف خط تولید پیکان بود بعد از ۴۰ سال بود.و گفتند پیکان به موزه رفت اما این یه دروغ بزرگ هست چون پیکان وانت و پژو آردی هنوز تولید میشن و حتی یه بچه قنداقی هم میدونه که موتورشون پیکان هست ولی هنوز ایران خودرو، وزیر صنایع و رئیس سازمان محیط زیست و... نمی دونند!!!چرا؟؟.... تازه وقتی با مردم مصاحبه میکردن از ۱۰ نفر ۷ نفر از متوقف کردن خط تولید پیکان ناراحت بودند. درست که پیکان یه ماشین ارزان قیمت با لوازم یدکی ارزون هست ولی هیچ یک از فاکتورهای یه اتومبیل خوب رو نداره دولت باید خیلی پیش از این به این فکر می افتاد ولی چون تولید پیکان سود فوق العادهای داشت(۹۸ درصد قطعات پیکان تا سال ۷۷ در ایران تولید می شد) ایران خودرو دست از تولید بر نمی داشت و مطمئن باشید که توقف تولید پیکان هیچ ربطی به آلودگی هوا ایمنی پایین و اینجور چیزا نداشت بلکه وقتی دیدند تقاضا به شدت پایین اومده دست به این کار زدندحداقل امیدوارم یه اتومبیل بهتر از پیکان رو جایگزین کنند.
یه مقاله در مورد کاربردهای نظریه اینشتین پیدا کردم امیدوارم خوشتون بیاد
الهام ذوالقدر
دانشجوي بيوفيزيك، دانشگاه تورنتو انديشه و طرز فكر انيشتين در بسياري از پژوهشهاي علمي مورد استفاده قرار گرفته است. از شتاب دادن به ذره و نزديك رسانيدن سرعت آن به سرعت نور تا توانا ساختن ستارهشناسان براي طرح ريزي نقشهي آسمان بالاي سر همه از فرضيات و معادلات انيشتين سرچشمه ميگيرند. با اين حال بر همه آنقدر روشن نيست كه اين فرضيات چه استفادههايي در زندگي روزمره و عادي عموم دارند. در اين مقاله به سه نمونه از كارهاي انيشتين و كاربرد عمومي آنها ميپردازيم.
يكي از وسيلههايي كه عموم در كارهاي روزمره از آن استفاده ميكنند چشم برقي يا فتوسل است. چشم برقي گيرندهي حساسي است كه به محض دريافت نوري مخصوص، وسايل ماشيني يا برقي متصل به خود را به راه مياندازد. ممكن است فكر كنيد كه تا به حال به يك چشم برقي برخورد نكردهايد ولي اينطور نيست. به عنوان نمونه ميتوان به يك دَر خودكار (اتوماتيك) مغازه اشاره كرد كه هنگام مواجه شدن و راه رفتن در جلوي آن، دَر خود به خود باز ميشود. انيشتين اولين دانشمندي بود كه توانست در مقالهي علمي خود بر روي تاثير فتوالكتريك، اين پديده را به طور صحيح توضيح داده و پيشبيني كند. به طور خلاصه هنگامي كه اشعهاي از نور به فلز برخورد ميكند، آن فلز از خود برق توليد ميكند (كه اين برق باعث به كار افتادن وسيلهي متصل به آن ميشود). مهمتر از آن اين است كه مقدار برق فرستاده شده توسط فلز به فركانس نوري كه به فلز ميتابد بستگي دارد؛ (نه به مقدار نوري كه به آن ميتابد! سال 1905 ميلادي) اين مقاله بعدها باعث شد كه انيشتن جايزهي نوبل فيزيك سال 1921 را از آن خود كند. در زندگي روزمره بسيار با چشم برقي برخورد ميكنيم بدون آنكه متوجه آن باشيم. به عنوان نمونه در تورنتو بسيار مشاهده كردهايم كه چراغهاي خيابان به طور خودكار هنگام غروب، درست هنگامي كه رنگ آسمان ارغواني ميشود، روشن ميشوند (رنگ بنفش و ارغواني در طيف بين از شدت شديدتري برخوردارند). از ديگر نمونههاي كاربرد اين برهان ميتوان به استفادهي آن در باتريهاي خورشيدي در ساعت، ماشينحساب و حتي ماهوارهها اشاره كرد.
در سال 1917 ميلادي انيشتن تحقيقي را بر روي نظريهي نور و تشعشع آغاز كرد. در پي آمد اين تحقيقات، انيشتين در مقالهي علمي خود «در نظريهي كوانتومي تشعشع» چگونگي تحريك شدن اتمها و آزاد كردن آني نور از آنها را شرح داد. به طور خلاصه، يك فوتون (ذرهاي از نور) ميتواند الكترونهاي يك اتم را تحريك كند و اين باعث تشعشع ِ فوتون ديگري از اتم ميشود. سپس اين دو فوتون الكترونهاي دو اتم ديگر را تحريك كرده و چهار فوتون را تشكيل ميدهند. به اين ترتيب از تابش يك فوتون به اتمهاي يك فلز، تعداد زيادي فوتون تشكيل ميشوند. با متمركز ساختن اين فوتونها پرتويي به وجود ميآيد كه اين پرتو همان ليزر است. اگر چه تا سال 1954 ليزر ساخته نشد، ولي اختراع آن و ديگر وسايل ليزري دست آورد نظريهي انيشتن بر روي نور و ماده بود. دليل اين كه چرا ليزر قبل از اين -بين سالهاي 1917 تا 1954- اختراع نشد هنوز مخفي است زيرا معادلات انيشتين ساختن ليزر را بسيار آسان كردهاند. ليزر بخش بسيار مهمي از DVD ' CD ' وسايل پزشكي، ابزار برش تجاري و فيبر نوري (Fiber Optic Communication) را تشكيل ميدهد.
شايد مهمترين كاربرد روزمرهي نظريهي انيشتين سيستم مكانيابي ِ سراسري (Global Positioning System - GPS) باشد. GPS دستگاهي است كه از طريق ارتباط با يك ماهواره ميتواند مكان خودش را به طور دقيق تعيين كند. امروزه رايج است كه سيستمهاي GPS در ماشين به كار گذاشته شوند كه ميتوانند مكان ماشين را به طور دقيق (در شعاع 15 متري ماشين) تعيين كنند. براي سنجش دقيق فاصله و مكان، لازم است كه همزماني بسيار دقيقي ميان دستگاه GPS و ماهوارهي آن برقرار شود. برقراري چنين همزماني بدون وجود فرضيهي نسبيت انيشتن غير ممكن خواهد بود. چرا؟
فرضيهي نسبيت انيشتين به طور خلاصه توضيح ميدهد كه ساعت (زمانسنج) در سرعت زياد كندتر از ساعت بر روي زمين حركت ميكند. به همين ترتيب ساعتي شناور در فضا بسيار دور از مركز زمين، كمتر در معرض نيروي جاذبهي زمين قرار ميگيرد و در نتيجه سريعتر از ساعت در روي زمين حركت ميكند.
بفرض كه يك ماهوارهي GPS با سرعتي در حدود 14000 كيلومتر در ساعت حركت ميكند كه بر طبق فرضيهي نسبيت، اين ساعت دقيقا 7 ميكروثانيه در روز كندتر از ساعتي ساكن بر روي زمين حركت ميكند. ولي به اين دليل كه ماهوارهي GPS بيستهزار كيلومتر بالاتر از سطح كرهي زمين در حركت است طبق فرضيهي نسبيت، اين ساعت 45 ميكروثانيه در روز تندتر از ساعتي بر روي سطح كرهي زمين حركت ميكند. بنابراين ساعت ماهواره در مجموع 38 ميكروثانيه در روز سريعتر حركت ميكند. اين تفاوت شايد در ابتدا به هيچ عنوان مهم به نظر نرسد ولي همين تفاوت بسيار كوچك ميتواند باعث از بين رفتن دقت سيستم GPS بميزان 11 كيلومتر در روز برسد. به واسطهي فرضيهي نسبيت انيشتين اين هم زمانسازي ميتواند تصحيح شده و دقت لازم را به سيستم GPS بدهد.
با وجود اينكه بيشتر مردم تنها از بمب اتمي به عنوان نمونهي كاربردي نظريهي انيشتين ياد ميكنند، ولي نظريات و تئوريهاي بيشمار انيشتين زمينهساز تعداد بيشماري از اختراعات شدهاند كه زندگي روزمره را راحت و راحتتر سازند.
منبع : abeeeeeeb.persianblog.com
به نقل از: CPH-Theory
2
نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 17:26  توسط وحید
|
هاوکينگ از ناتواني تا دانايي
|
وقتی نام استفان هاوکینک از برترین فیزیکدانان قرن به گوشم خورد به سایتش رفتم و زندگینامه اش را ترجمه کردم ولی تعجب من زمانی شروع شد که عکس او را دیدم کنجکاو شدم که او چرا بر روی صندلی چرخدار است ولی بعدا و با مطالعه این مقاله خیلی شوکه شدم فهمیدم او کسی است که مشکلات زندگی و ناتوانی جسمی خیلی شدید او را نتوانست مایوس کند او همیشه امیدوار است او فقط مثل خودش است و زبان ازبیان اراده او نا توان است این مطلب از روزنامه جام جم شنبه 10 مرداد ماه 1383 اقباس شده پس به تاریخ ها زیاد توجه نکنید |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«من اشتباه کردم و 30سال گذشته را با برداشت نادرستي از سياهچاله ها پشت سرگذاشته ام.» اين جملاتي بود که استفان ويليام هاوکينگ در هفدهمين کنفرانس بين المللي گرانش و نسبيت عام (GR17) که در دوبلين ايرلند جنوبي برگزار مي شد، به زبان آورد. از چند روز پيش از آن ، جامعه کيهان شناسان جهان با بي صبري منتظر سخنراني وي بودند. دبير اين گردهمايي جهاني اعلام کرده بود استفان در آخرين دقايق باقيمانده از فرصت ثبت نام در اين کنفرانس سود جسته و با ارسال نامه اي به وي اعلام کرده که موفق به حل پارادوکس اطلاعات سياهچاله (Black hole Information Paradox) شده است و قصد دارد در باره آن در اين کنفرانس سخن بگويد و بدين ترتيب زماني يکساعته براي وي در نظر گرفته شد تا او بتواند 31 تير ماه فرمول بندي جديد خود از سياهچاله ها را ارائه کند. استفان ويليام ، هشتم ژانويه سال 1942، دقيقا 300 سال پس از روزي که گاليله ديده از جهان فرو بسته بود در خانه اي کوچک در شمال لندن به دنيا آمد. بعدها و زماني که نام او مرزهاي دانش را درنورديد هميشه از تقارن تولدش با سالگرد وفات گاليله به عنوان تصادفي اعجاب انگيز ياد مي کرد که او را به گذشته اي پر افتخار ارتباط مي دهد. زمان جنگ جهاني دوم ، خانواده هاوکينگ براي در امان ماندن از آتش جنگ به منطقه آکسفورد مهاجرت کردند، اگرچه علاقه اوليه استفان به يادگيري رياضيات بود، اما به دليل اين که کالجي که در آن تحصيل مي کرد در اين رشته محصل نمي پذيرفت به تحصيل در علوم فيزيک پرداخت و بعد از آن بود که مجبور شد براي ادامه تحصيل ، در زمينه مورد علاقه ديگرش يعني کيهان شناسي که در آن زمان در کالجهاي آکسفورد تدريس نمي شد، عازم کمبريج شود؛ جايي که افتخارات بي نظيري را براي استفان به همراه آورد. پس از آن که آموزش هاي خود را با سختيهاي فراوان به پايان رساند از سوي دپارتمان رياضيات کاربردي و فيزيک نظري دعوت به همکاري شد و خيلي زود توانست به کرسي دست يابد که سال 1663 در اين دانشگاه بنيان گذاشته شده بود. اين کرسي پيش از هاوکينگ از آن نيوتون بود و پس از آن تنها دايراک ، فيزيکدان برجسته توانسته بود آن را در اختيار بگيرد. هاوکينگ که در حال نبردي نفسگير با خود بود به اين موفقيت مهم دست يافت و به عنوان استاد کرسي لوکسيان پروفسور رياضيات کمبريج انتخاب شد. اوسالهاي بعد به کار روي نظريات مربوط به يکي از مرموزترين اجرام عالم يعني سياهچاله ها پرداخت و در عين حال سعي کرد پيچيده ترين مفاهيم جهان را با زباني ساده براي مردم بيان کند که از جمله مهمترين کارهاي وي در اين زمينه نگارش کتاب تاريخچه مختصر زمان از سوي اين فيزيکدان پرافتخار جهان است. اما داستان زندگي هاوکينگ از دريچه ديگري غير از موفقيت هاي علمي اش و سعي در باز کردن رازهاي بسته مرموزترين و ناشناخته ترين اجرام جهان نيز مورد توجه است. هاوکينگ به خاطر مي آورد هيچ گاه در دوران کودکي و مدرسه ، دانش آموز فعالي نبوده و حتي معلمان از دستخط بد او به ستوه آمده بودند؛ اما با ورود به دانشگاه اوضاع فرق کرد و وي علاقه خاصي به فعاليت هاي بدني نشان داد و حتي در يکي دو رشته ورزشي در سطح دانشگاه به موفقيت هايي هم دست يافت ، اما در همين هنگام و از اواخر 19 سالگي علايم مشکوکي از ضعفهاي غير طبيعي در او به چشم خورد. پزشک خانوادگي ، وي را به يک متخصص معرفي کرد و بدين ترتيب استفان در بيست و يکمين سالگرد تولدش عازم بيمارستان شد تا مجموعه اي از آزمايش ها را پشت سر بگذارد. عکسبرداري ها و نمونه برداري از عضله هايش پزشکان را متوجه بيماري وحشتناکي کرد که در حال پيشروي و غلبه بر استفان بود. اگر چه اوايل به او گفتند مشکل از کمبود ويتامين ناشي مي شود؛ اما خيلي زود مجبور شدند حقيقت را به استفان 21ساله که در حال سپري کردن دوره تحصيلي خود در کمبريج بود، بگويند. وي به بيماري فلج اعصاب محرک عضلاني مبتلا شده بود. اين بيماري کم کم تمام بدن اورا فرا مي گرفت و سرانجام او را از پاي در مي آورد. پزشک معالج به او پيشنهاد کرد به کمبريج برگردد و تحقيقاتش را ادامه دهد. استفان انگيزه زيادي براي ادامه فعاليت نداشت چون بعيد مي دانست حتي آنقدر زنده بماند که بتواند دکترايش را بگيرد.

کسي نمي داند چه اتفاقي افتاد و حتي خود استفان هم نمي داند دقيقا چه بر او گذشت که تصميم گرفت تا آنجا که مي تواند بکوشد زندگي معمولي را علي رغم ناتوانايي هايش تجربه کند. وي کم کم توانايي عضلاني خود را ازدست مي داد و رفت و آمد به دانشگاه برايش سخت تر مي شد. در همين شرايط بود که با دختري به نام جين وايلد آشنا شد که خود استفان معتقد است همين آشنايي باعث تحول زندگي و تبديل شدن او به پروفسور هاوکينگ اين روزها شده است. آنها با هم ازدواج کردند و استفان توانست خانه اي را با کمک والدينش در نزديکي کالج خود تهيه کند. کم کم و با افزايش فعاليت هاي استفان ، بيماري او هم گسترش مي يافت و جين مجبور بود براي او پرستار بگيرد تا در کارهاي شخصي به او کمک کند. کم کم هاوکينگ توان حرکتهاي اصلي خود را نيز از دست مي داد و مجبور بود براي حل و نقل از صندلي چرخدار استفاده کند.سرانجام بيماري به قدرت تکلم او نيز آسيب رساند و وي را از توانايي حرف زدن نيز محروم کرد. يکي از دوستانش براي او يک برنامه اکولايزر فرستاد که با نصب روي يک رايانه خانگي وي را قادر مي کرد تا باانتخاب کلمات مناسب با کمک موس متن مورد نظر خود را به صدا تبديل کند. او ابتدا فقط مي توانست هردقيقه 15 کلمه را ساماندهي کند، اما اين شرايط هم پايدار نماند و وي توانايي حرکت دستان خود را نيز از دست داد. اينک نظريات جنجالي او آنقدر معروف شده بود که مهندسان به فکر ساخت ابزار ويژه اي براي او بيفتند و به همين دليل يک صدا ساز ويژه براي او تدارک ديدند؛ صدا سازي که مي توانست با دنبال کردن حرکت چشمان استفان (که جزو معدود اعضاي بدن استفان به شمار مي رود که هنوز سالم است) کلمات مورد نظر او را شناسايي و اعلام کند.استفان با قبول بيماري اش و در عين حال با مبارزه با آن توانست گامهاي بلندي بردارد که شايد بسياري از افراد سالم از برداشتن آن عاجزند. او زماني که پروژه و تحقيقي را شروع مي کند مطمئن نيست تا پايان آن زنده بماند، اما با جديت کارش را دنبال مي کند. اين معلوليت باعث کاهش فعاليت هاي علمي او نشده است. او تدريس مي کند و با شاگردانش بر سر مسائل مختلف به بحث مي نشيند. غير ازمقاله هاي علمي ، براي عموم مردم کتاب مي نويسد و با برگزاري سخنراني خود را در قالب يک دانشمند تمام عيار به جهان معرفي مي کند.اکنون تقريبا تمام اعضاي بدن استفان از کار افتاده اند، اما مغز او و اراده او جهان را به تحسين واداشته است. او قرار بود اندکي پس از بيست و يکمين سال تولدش تسليم مرگ شود، اما اکنون در 62 سالگي خود دست به تغييرات بنيادي در دانش کيهان شناسي مي زند و به قول يکي از پزشکانش با اسير کردن مرگ در يک سياهچاله مانع از نزديک شدن او به خود مي گردد؛ اگرچه خود او نظر ديگري دارد و معتقد است تنها چيزي که نبايد در زندگي گم کرد اميد است و هاوکينگ هنوز هم با اميد به کار ادامه مي دهد.
GR17
سال 1974 استفان هاوکينگ با بررسي رياضياتي سياهچاله ها متوجه نکته بسيار عجيبي شد. دريافت اين اجرام مي توانند نوعي تابش که بعدها به تابش هاوکينگ معروف شد از خود بروز دهند، اما اين تابش با ديگر تابشها متفاوت است و بلافاصله پس از آن که بخواهد از افق رويداد خارج شود تمام اطلاعات خود را ازدست مي دهد. اين تابش بر اساس اصول مکانيک کوانتومي بايد داده هايي از ماهيت جرم تابش کننده (سياهچاله) را با خود به بيرون حمل کند براساس محاسبات هاوکينگ ، اين تابش هيچيک از اين اطلاعات اساسي را همراه نداشت و تمام اين اطلاعات به نوعي گم مي شدند. اين مساله غير عادي موجب بروز پاردوکسي به نام پاردوکس اطلاعاتي سياهچاله شد. اين نظريه هاوکينگ نتيجه ثانويه اي نيز به همراه داشت و آن اين بود که به هيچ عنوان نمي توان از سرنوشت اجرامي که درون سياهچاله سقوط مي کنند اطلاعاتي به دست آورد و درباره آينده آنها اظهار نظر کرد. مدت 30 سال بسياري از دانشمندان تلاش کردند تا بتوانند اين پارادوکس را حل کنند، اما کوشش آنها با شکست مواجه شد. چندي پيش حتي هاوکينگ با يکي از استادان دانشگاه کالتک به نام جان پرسکيل بر سر اين که اين پارادوکس هيچ گاه حل نخواهد شد، شرط بندي کرد. تقريبا همه مطمئن شده بودند اين مساله تا سالها حل نشده باقي خواهد ماند، اما شايد تعداد اندک افرادي هم که خوشبين بودند اين مساله بزودي حل شد باور نمي کردند بنيانگذار اصل اين پاردوکس اقدام به حل آن کند. دوشنبه 29 تير ماه امسال بانو ماري مک آليس ، رئيس جمهور جمهوري ايرلند عازم کنسرت هال شهر دوبلين شد تا بزگترين گردهمايي دانشمندان و محققان عرصه گرانش و نسبيت عام را که امسال در دوبلين برگزار مي شد، افتتاح کند؛ اما هنگامي که عالي ترين مقام سياسي ايرلند به بيش از 600 دانشمند برجسته جهان که از 48 کشور مختلف گردهم آمده بودند خوشامد مي گفت ، هم او و هم همه دانشمندان مي دانستند که اين کنفرانس به دليل نامه کوتاهي که استفان در آخرين دقايق مهلت درخواست زمان براي سخنراني به دبير همايش فرستاده بود از اهميت دوچنداني برخوردار است و شايد بيش از همه ، مک آليس خوشحال بود که اين سخنراني در هفدهمين کنفرانس بين المللي گرانش و نسبيت عام (GR17) که کشور او ميزبان آن است ، ايراد مي شود. هاوکينگ در نامه کوتاه خود اشاره کرده بود که موفق به حل پارادوکس اطلاعاتي سياهچاله ها شده است و مي خواهد در اين کنفرانس به توضيح رياضياتي آن بپردازد. استفان ويليام هاوکينگ سرانجام روز چهارشنبه 31 تيرماه مقابل 600 دانشمند کنجکاو و درحالي که حضور در جلسه سخنراني وي تنها براي دانشمندان در نظر گرفته شده بود، حاضر شد و درحالي که روي صندلي چرخدار خود بسيار شکسته تر از زماني که پارادوکس را سال 1974 مطرح مي کرد، به نظر مي آمد با کمک يک رايانه سخنگو سخنانش را آغاز کرد. «من اشتباه کردم و 30 سال گذشته را با برداشت نادرستي از سياهچاله ها پشت سر گذاشته ام.» وي سپس به توضيح فرمول بندي جديد خود درباره سياهچاله ها پرداخت. وي با کمک از رياضياتي بسيار پيشرفته نشان داد که در سطح افق رويداد اعوجاجات کوانتومي شکل مي گيرد و سپس با کمک از اصل عدم قطعيت هايزنبرگ ثابت کرد وجود اين اعوجاجات به بخشي از تابش هاوکينگ اجازه مي دهد تا برخي بسته هاي اطلاعاتي را با خود به خارج حمل کند. اين مساله بدين معني است که اين توانايي را پيدا کرده ايم تا درباره اتفاقاتي که درون يک سياهچاله رخ مي دهد اظهار نظر کنيم و درباره آينده و سرنوشت اجرامي که به درون آن سقو ط مي کنند حرف بزنيم. اين دستاورد بسيار بزرگي براي دانش کيهان شناسي به شمار مي رود.قرار است بزودي متن کامل سخنراني هاوکينگ در مجلات علمي و روي شبکه جهاني اينترنت منتشر شود. مطمئنا در ماههاي آينده بحثهاي زيادي در خصوص اثبات جديد هاوکينگ مطرح خواهد شد و اگر اين نظر مورد قبول جامعه کيهان شناسان جهان قرار گيرد خود باعث باخت شرط بندي معروفش شده است. اينک استفان ويليام هاوکينگ در هفتمين دهه زندگي اش است وهنوز به افقهاي نويني چشم دارد که ممکن است به وسيله او مورد بررسي و اکتشاف قرار گيرد. هاوکينگ صرف نظر از رد يا قبول نظريه اخيرش به وسيله مجامع علمي نمونه اي است از آنچه توانايي يک انسان مي ناميم. استفان در حالي که محکوم به ادامه حيات روي يک صندلي چرخدار کوچک است ، سوداي حل رازهاي عالم بزرگ مقياس را در سر دارد و آن گونه که خود هميشه يادآوري مي کند آموخته است که نا اميد نشود.
|
2
نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1384ساعت 23:3  توسط وحید
|
فيزيک بستري براي دستيابي به صلح
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
سال 1905 ميلادي کارمند ساده اداره ثبت اختراعات سوئيس انتشار مجموعه اي از مقاله هاي کوتاه خود را آغاز کرد تا يکي از بزرگترين انقلاب هاي علمي تاريخ بشر را رقم بزند. آلبرت اينشتين در مجموع اين مقاله ها و بويژه دو مقاله نسبيت عام و خاص درک انسان مدرن را از جهاني که در آن زندگي مي کند دگرگون کرد تا جهاني که به نظر مي رسيد تمام زواياي تاريک آن درک شده است به يکباره چهره ديگري از خود را آشکار سازد. او سرعت نور را ثابت اعلام کرد ، فضا و زمان را به هم آميخت ، بحث شناخت نور را متحول کرد و قوانين حاکم بر جهان را تصحيح کرد تا دوره مکانيک نيوتوني به عصر جديدي ارتقا يابد ، پس از گذشت يک قرن از انتشار اين مقالات هنوز بسياري از مردم ارزش کارهاي او را درک نکرده اند مردي که بزرگترين خدمتش قابل درک کردن جهان بود. هنگامي که جهان خود را براي ورود به جشن تولد يکصد سالگي انتشار مقالات انقلابي اينشتين آماده مي کرد هنوز مردم عادي و حتي بسياري از افراد تحصيلکرده ديد درستي نسبت به اهميت اين بحث نداشتند. اين در شرايطي است که مقاله هاي او عرصه هاي جديدي در فيزيک باز کرد ، نظريه نسبيت ، نظريه کوانتوم ، حرکت براوني ، مباحث کيهان شناسي و...وامدار فعاليت هاي اينشتين هستند و از آن مهمتر جهاني که در آن زندگي مي کنيم نياز به توصيفي دارد که اينک اينشتين يکي از برجسته ترين همسفران آن به شمار مي رود. ارزش کارهاي اينش&تين زماني درک خواهد شد که مردم متوجه اهميت جايگاه دانش و بويژه فيزيک در زندگي روزمره خود شوند ، بسياري از مردم عادي ، دانشمندان و بويژه دانشمندان رشته هاي علوم محض نظير رياضيات و فيزيک را ساکنان بي درد برجهاي عاجي مي دانند که بي هيچ دغدغه اي مشغول انجام کارهايي هستند که نه خودشان مي فهمند نه ساير مردم. تا زماني که چنين ديدگاهي وجود دارد نمي توان نسبت به حساس شدن مردم نسبت به مسائل علمي و افزايش ديدگاه علمي مردم عادي اميدوار بود و اين افزايش ديد با شعار و خواهش و دستور نيز امکان پذير نخواهد شد. از زماني که انسان مدرن شروع به درک محيط اطراف خود نمود و به معني مدرن کلمه توصيف جهان را آغاز کرد نسبت به توضيح علل رويدادهاي اطراف خود حساسيت ويژه اي نشان داده است. در رساله فلاسفه يونان باستان و اسنادي که از تمدن هاي قبل از آن به چشم مي خورد تلاشهاي تمدن هاي کهن براي ارائه توجيهي از روابط جهان اطراف و ماهيت آن (آنچه در قالب گسترده کلمه فيزيک مي گنجد) به چشم مي خورد. اين تلاشها که به طور مستقيم با زندگي روزمره ما در ارتباط بود در تحول خود شاهد نقاط اوج بزرگي بوده است ، زماني که نيوتون با ارائه دستگاه رياضياتي جديد نظريه گرانش خود را بيان کرد ، ابزار جديدي را در اختيار انسان گذاشت تا ديدگاه هاي علمي قابل محاسبه خود را جايگزين تفکرات فلسفي محض خود درباره طبيعت کند. با گذشت زمان و تخصصي تر شدن دانش و بهبود ابزارهاي ما نتيجه گيري دانشمندان در قالب هايي بيان شد که درک آن توسط مردم عادي امکان پذير نبود. به دليل اين پيچيدگي ها بود که مردم نسبت به اهميت آنها واکنش کمتري نشان مي دادند. اما پيچيده تر شدن بيان ها و نظريه ها به اين معني نيست که نقش آنها در زندگي روزمره ما کاهش يافته باشد ، پنجاهمين سالگرد درگذشت مرد انقلابي دانش معاصر انسان و يکصدمين سالگرد انتشار مقاله هاي انقلابي او فرصت مناسبي براي آشتي مردم با علمي است که زندگي روزمره آنها را در بر گرفته است و به همين دليل از سوي انجمن هاي علمي فيزيک جهان سال 2005 ميلادي به عنوان سال جهاني فيزيک اعلام شده است.
سالي براي فيزيک
پيشنهاد اين سال از سوي نهادهاي گوناگون به علمي جهاني با استقبال بي نظيري مواجه شد و کنفرانس بين المللي براي برنامه ريزي برگزاري جهاني آن برگزار شد تا دستورالعمل ها و رهنمودهاي جهاني براي برگزاري هماهنگ اين مراسم جهاني را با تاکيد به تفاوت هاي فرهنگي و ميراث معنوي علمي ملل مختلف به سازمان ها و کشورهاي گوناگون ارائه کند. يکي از شعارهاي اصلي اين مراسم که از ماه مارس در جهان و از آغاز سال 1384 در ايران آغاز خواهد شد ، فيزيک و صلح انتخاب شده تا بار ديگر به اين واقعيت تاکيد کند که ما در جهاني زندگي مي کنيم که قوانين طبيعي يکساني به آن حاکم است و بشر ساکن سياره اي يگانه است و جنگ ها و مرزبندي ها در جايي غير از ذهن ما وجود ندارد و ريشه تمام نبردها و ناآرامي ها در احساس تفاوتي است که در عالم واقع وجود ندارد.
|
آلبرت اينشتين: غيرقابل درک ترين موضوع در جهان آن است که مي توان جهان را درک کرد
| کميته برگزاري مراسم سال جهاني فيزيک محورهايي اساسي را براي اين مراسم اعلام کرده است که از مباحث فرهنگي تا تحقيقات بين المللي علمي را شامل مي شود. ازجمله اين پيشنهادها تعريف و انجام پروژه هاي ميراث فرهنگي بشر با تاکيد بر ميراث علمي تمدن ها است ، تعريف و اجراي بازيهاي فيزيکي براي ايجاد علاقه در بين دانش آموزان و کودکان و تهيه و انتشار داستان هاي فيزيکي که به بيان واقعيت هاي علمي فيزيک در زبان ادبي و آسان و در قالب داستان خواهد پرداخت ، گوشه ديگري از اين برنامه ها است ، طراحي پروژه هاي دانش آموزي و برگزاري نمايشگاه هاي عمومي در اطراف جهان و همچنين اجراي نمايشهاي عمومي فيزيکي (چون بازيهاي نور که توجيه گر فيزيک نور باشند يا استفاده از بازي فواره ها و انعکاس نور و...) به طور جدي توصيه شده است اما در کنار کارهاي عمومي ، انجام فعاليتهاي علمي عمومي فيزيکي نيز به طور جدي پيشنهاد شده است. طرحي به نام EINSTEIN @ HOME که همانند طرح SETI با مشارکت کامپيوترهاي شخصي علاقه مندان در سراسر جهان به تحليل داده هاي طرح (LIGO رصدخانه تداخل سنجي امواج گرايي) بپردازند. برگزارکنندگان سال جهاني فيزيک براي تحقق اهداف اصلي خود که افزايش درک عمومي از مقوله فيزيک و علم در زندگي روزمره و افزايش درک مشترک ملتها براي نيل به صلح جهاني است به طورجدي بر همکاريهاي بين المللي تاکيد دارد. پايگاه اينترنتي اين سال در نشاني WWW.WYP2005.ORG آماده است تا براي افرادي که علاقه مند به مشارکت در برگزاري اين سال هستند راهنمايي هايي را ارسال و برنامه هاي آنان را به اطلاع ديگران برسانند.
و در ايران...
جامعه فيزيک کشور ما نيز هماهنگ با برگزاري مراسم سال جهان فيزيک تدارکات وسيعي براي گراميداشت اين سال اتخاذ کرده است و کميته اي را مسوول برگزاري اين سال در ايران نموده است در ايران سال 1385 سال ملي فيزيک اعلام شده است و قرار است برنامه هاي آن هماهنگ با ساير کشورها و با تاکيد بر اولويتهاي کشور ما طراحي و برگزار شود. درباره برنامه ها و تصميم گيري هاي کميته برگزاري سال فيزيک ايران با نزديک شدن به روزهاي برگزاري مراسم باز هم خواهيم نوشت. اما نکته مهمي که در برگزاري مراسم مربوط به اين سال در ايران مهم به نظر مي رسد توجه به تجربيات گذشته و حداکثر استفاده از اين رويداد است. برگزارکنندگان سال جهاني رياضيات در ايران به ياد مي آورند ميان اهداف و آنچه انجام شد چه تفاوتهايي وجود داشت اما اين بار برگزارکنندگان سال ملي فيزيک فرصت مناسبي در اختيار دارند تا در دوره اي که کشور ما در مرحله تحول علمي جدي قرار گرفته است ، مردم را با اين جريان همراه کنند.
|
2
نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1384ساعت 22:33  توسط وحید
|