تبليغاتX
مرزهای فضا زمان
نیلز بوهر

وقتی کتاب جزء و کل هایزنبرگ که در مورد تحول فیزیک اتمی و کوانتوم بود رو خواندم دید نسبت به خیلی چیزها عوض شد درسته که این کتاب توسط هایزنبرگ نوشته شده ولی نفوذ نظریات استادش نیلز بوهر در اون به چشم می خوره فیزیکدان در این دوران بو سیله انیستیوی او دور هم جمع می شوند بحث می کنند و به کشف های جدیدی نائل می شوند با اینکه هر یک اسطوره ای در فیزیک آن روز هستند و نظریات جوانتر ها رو بدقت گوش می دهند و بررسی می کنند(قابل توجه اساتید محترم که برای نظریات و سوالات دانشجویان خودشون ذره ای اهمیت قائل نیستند) بوهر برای بسیاری از فیزیکدانها مانند هایزنبرگ پائولی دیراک شرودینگر و.... نه تنها نقش یک استاد بلکه یک مربی داشت که هنگام ناامیدی و یاس در مطالعه آزمایشات و نا توانانی در حل مسائل به اونها کمک می کرد و یا اگه نمی توانست با لحن دلپذیر و فلسفی خود به اونها امید می داد و اینجا ابتدا جوابهای جالب بوهردر یک امتحان فیزیک که شاید بسیاری از اونها به نظر ما خنده دار باشند و مطمئن هستم اگه یکی از اساتید ما در این امتحان بود و برگه بوهر رو برای تصحیح به او می دادند نه تنها به اون فرصت دفاع نمی دادند بلکه شاید برگه او رو پاره می کردند اگر باور نمی کنید خودتون بخونید و قضاوت کنید. زندگینامه نیلز بوهرو مدل اتمی او و چند تا عکس سپس خاطره بسیار جالب ریچارد فایمن در اولین دیدار با بوهر که واقعا خواندنی هست و نشان میده چرا بوهر یک فیزیکدان بزرگ بود رو آوردم.حتما خاطره رو بخونید.

 هر کس برای اولین بار با نظریه کوانتوم مواجه شود و شگفت زده نشود آنرا نفهمیده است"نیلز بوهر"

"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟"


سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.


يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالايبوهر آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود."


پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.


نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.

ادامه مطلب

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 18:2  توسط وحید   | 

ورنر کارل هایزنبگ

  هایزنبرگ از نوابغ فیزیک و یکی از بنیان گذاران اصلی مکانیک کوانتومی

  «ورنر هایزنبرگ» فیزیكدان برجسته آلمانی در چنین روزی در ۵ دسامبر     ورنر هایزنبرگ۱۹۰۱ در شهر «ووتسبورگ» آلمان چشم بر جهان گشود. مادرش «آنی وكلین» و پدرش «دكتر آگوست هایزنبرگ» از اساتید برجسته زبان های میانه و جدید یونانی دانشگاه مونیخ و از شخصیت های ذی نفوذ آلمان بود. او تحصیلات مقدماتی خود را در مدرسه «ماكسیمیلیان» گذراند و در سال ۱۹۲۰ پس از اتمام دوره وارد دانشگاه مونیخ شد و تحت تعالیم اساتید بزرگی همچون «سامر فلد»، «وین»، «پرینگشایم»، و «روزنتال» به تحصیل علم و تحقیق در زمینه علم فیزیك مشغول شد.

ادامه مطلب

2 نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:51  توسط وحید   | 

کورت گودل

سلام دوستان عزیز

نمی دونم درباره گودل ریاضیدان نامی چقدر می دونید اما من اولین بار بعد از خوندن کتاب «جهان در پوست گردو» اثر استفان هاوکینگ اونو را شناختم به عقیده بسیاری او بزرگترین منطق دان از زمان ارسطو بود.درباره گودل همین بس که کاری که گودل با ارائه نظریه ناتمامیت صورت  داد درست مثل کار اینشتین در فیزیک بود و او اثبات کرد عبارت های درستی وجود دارند که از نظر ریاضی آنها را نه آنها را رد کرد و نه اثبات کرد و به این ترتیب به یکباره شکوه و عظمت ریاضیات در هم شکست و یک انقلاب فکری ایجاد کرد.البته نظرات کودل بر فیزیک هم تاثیر گذار بود.که انشاالله در آینده به اون هم خواهم پرداخت.

 

                                         اسطوره منطقکورت گودل

 كورت گودل در 28 آوريل 1906 در شهر برنو در بخش مركزي كشور چكسلواكي سابق به دنيا آمد. او دومين فرزند از دو فرزند خانواده اي مهاجر و آلماني بود كه در صنايع نساجي شهر كار مي كردند.

كورت جوان در تمامي دوران تحصيل دبستان و دبيرستان خود حتي يك بار هم نمره اي غير از عالي نگرفت، اما با اين حال هنوز نشانه اي ويژه از نبوغ خارق العاده ي خود را بروز نداده بود.......

 

ادامه مطلب

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:50  توسط وحید   | 

ادوین هابل

                                                                                                                                        ادوین هابل، دانشمند اخترشناس امریکایی (۱۸۸۹ - ۱۹۵۳)کسی بود که ثابت کرد برخی از سحابی‌های

بیضی شکلی که در آسمان دیده می‌شوند، کهکشان‌هایی هستند که در فاصله‌ای بسیار دور از کهکشان ما قرار دارند.

او کسی است که اولین طبقه بندی را از شکل کهکشان‌ها ارائه کرد. طبقه بندی او تا مدتها توسط اخترشناسان مورد استفاده بود. ادوین هابل برای اولین بار رابطه‌ای میان سرعت و فاصلهٔ کهکشان‌ها بدست آورد که می‌توانست مقیاسی از عالم را نتیجه دهد.

آثار عمیق هابل بر کیهان‌شناسی رصدی غیر قابل انکار است. همانگونه که نیکولاس کپرنیک در شناخت منظومه شمسی و ویلیام هرشل در شناخت کهکشان راه شیری تأثیر گذاشتند، ادوین هابل بر شناخت ما از عالم تأثیر گذاشت.

ادامه مطلب

2 نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 18:16  توسط وحید   | 

زندگینامه سقراط

سلام دوستان

این روزها بحث انرژی هسته ای خیلی داغه...اخبار رو به دقت دنبال می کردم همه بحث های کارشناسی و غیر کارشناسی تازه فهمیدم که هیچ چیز از انرژی هسته ای نمی دونم پس چطور مردم عادی در این مورد نظر میدن تاسف من وقتی بیشتر شد که خبرنگار به طرف یک دامدار که در حال چیدن پشم گوسفند بود رفت!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و درباره اهمیت انرژی هسته ای پرسید اون بیچاره هم جواب داد لعنت به شعور این خبرنگار و آدمهایی که نمی دونند و حرف می زنند .

در ادامه یک مطلب خیلی جالب رو میارم..درباره سقراط اولین شهید در راه آزادی ....پایگذار فسلفه و استاد افلاطون در ضمن دفاعیات سقراط رو در مجلس سنا هم جالبه حتما بخونید

 

                                             سقراط

 سقراط

سقراط در حدود سال  470  سال ق.م در آلوِپِکا متولد گردید. آغاز زندگی او مصادف بود با دوران شکوفایی عظمت و افتخار آتن که در همان زمان امپراتوری دریایی خود را بنا نهاده بود. در دوران جوانی، قدرت بدنی شگفت انگیز سقراط، همگان را به تعجب وا داشت. قدرت تحمل او بسیار بالا بود، به طوری که در زمستان سخت، پا برهنه با یک جامه ی معمولی راه می رفت.

هنگامی که بیست و چند ساله بود ، افکارش متوجه مفهوم انسانیت شد. در آن زمان بیشتر تلاش های فلاسفه و متفکران، درباره جهان و چیستی آن بود و این که از چه موادی تشکیل شده و ماده آصلی آن چیست.
اما او اعلام کرد که باید جهان شناسی را کنار گذاشت وبه انسان بازگشت. او بیان می کرد که پیامهای مخصوصی از سروش غیبی دریافت می کند.

در کتاب های تاریخی آمده است که روزی یکی از دوستان سقراط از سروش غیبی پرسید که آیا خردمند تر از سقراط وجود دارد؟ سرش غیبی پاسخ داد : نه. این واقعه سقراط را بر انگیخت تا ببیند که چه چیزی موجب شده تا او خردمند ترین انسان باشد؛ در حالی که خود را عالم و دانشمند نمی داند. سرانجام به این نتیجه رسید که: او خردمند ترین انسان است ، زیرا به جهل خود علم دارد و ادعای عالم بودن ندارد.
از این پس، وی این رسالت را در وجود خود احساس کرد که در جست و جوی حقیقت ثابت و یقینی ، یعنی حکمت راستین باشد و به همگان نشان دهد که علم حقیقی یعنی:" علم به این که نمی دانم."

او در جنگهای پلوپونز شرکت کرد و شجاعتی که در آن جنگها از خود نشان داد ،از وی شخصیتی برجسته و ممتاز ساخت. در ادامه ی زندگی ، سقراط به رسالتی که بر دوش گرفته بود، پرداخت. در آن دوران سوفسطائی ها نفوذ زیادی بین جوانان آتنی داشتند و به آنها سفسطه و فن جدل آموزش می دادند وادعایشان این بود که حقیقتی وجود ندارد . آنها خود را دانشمند ترین وعالمترین مردمان می خواندند.

سقراط بنا بر نتیجه ای که در زندگی بدان رسیده بود، با آن ها که ادعای علم و دانش داشتند، به مقابله پرداخت.

روش عملی سقراط برای مبارزه با چنین اشخاصی این بود که با یکی از آنها وارد گفت و گو می شد و می کوشید تا از او افکارش را درباره موضوعی خاص، مثلا شجاعت بیرون بکشد. آن شخص در ابتدا فکر می کرد که حقیقت شجاعت را می شناسد و به آن آگاه است.
سقراط گفتگو را به شیوه پرسش و پاسخی شروع می کرد و در آغاز خود را با آن چه شخص مقابلش می گفت، همراه نشان می داد. ممکن بود این گفتگو به طول بینجامد، اما سر انجام بحث را به جایی می رساند که شخص مقابل به نادانی خود پی می برد؛ یعنی به این نتیجه می رسید که حقیقتا هیچ چیزی را درباره شجاعت نمی داند و به این صورت، سقراط به او می فهماند که اعتراف به نادانی ، بزرگترین دانش است.
این روش، روش دیالکتیکی نام گرفت. وی اولین کسی بود که این شیوه را در بحث های فلسفی به کار برد و به همین دلیل، روش دیالکتیک را به نام او، دیالکتیک سقراطی می خوانند.


سقراط در آتن می گشت و با افراد مختلف به این روش بحث و گفتگو می نمود. او شاگردانی هم داشت که اکثر آن ها جوانان آتنی بودند. یکی از شاگردان وی که بعدها در شمار بزرگترین فلاسفه جهان قرار کرفت، افلاطون بود.

سقراط بسیاری از بزرگان آتن را که ادعای علم و دانش داشتند، به همین نحو محکوم ساخت واین برای آنان خوشایند نبود.عاقبت این فشارها همراه با تحولات سیاسی ای که پیش آمد ، سقراط را در سال  399  ق.م به محکمه کشاند.

در محکمه سقراط متهم شد که:
1) خدایانی را که آتنیان می پرستند، عبادت نمی کند، بلکه اعمال دینی جدید و نا آشنا آورده است.

2) به علاوه جوانان شهر آتن را با افکار خود فاسد می کند.

به دلیل همین اتهام ها، برای او تقاضای مرگ شده بود. سقراط با خونسردی و متانت به تمام اتهام ها پاسخ گفت و آنها را به سوی خود متهم کنندگان بازگرداند. سقراط اعلام کرد که از مرگ هیچ باکی ندارد ، اما مرگ وی لکه ننگینی بر چهره آتن بر جای خواهد گذاشت و آیندگان، در این مورد، آتنیان را محکوم خواهند کرد. با تمام این احوال و دفاعیات مستحکم وی، هیئت منصفه ی دادگاه که تحت تأثیر جو سیاسی آشفته ی آن ایام بود ، حکم به مرگ سقراط داد.

درچند روزی که تا اجرای حکم باقی مانده و سقراط زندانی بود ، دوستان وی تلاش زیادی کرده و همه چیز را برای فرار او مهیا ساختند ، ولی سقراط با بیان اینکه چنین اقدامی مخالف اصول و ارزشهای اوست ، پیشنهادشان را رد کرد.

در روز موعود در حالی که خانواده و دوستان و شاگردانش گرد وی جمع شده و بی تابی می کردند، آنها را به آرامش فراخواند و پس از اینکه وصیتهایش را کرد، جام زهر را به آرامی سرکشید و پس از دقایقی جان سپرد .

 

منبع:دانشنامه رشد

                                                 خرد سقراط

[متن زير گزيده اي از دفاعيه سقراط در حضور هيات منصفه شهر آتن است. او متهم است که به خدايگان باوري ندارد و جوانان آتن را نيز گمراه کرده است. او دلايل اين اتهامات تشريح مي کند, اما هيئت منطفه عليه او رإي مي دهد و او شگفت زده مي شود که چرا با اين اختلاف آراي کم محکوم شده است. هيئت منصفه  501  نفر بودند و اختلاف آرا تنها  3  نفر بود. پس از آن، کريتون يکي از مريدان او زمينه ي فرار او را فراهم مي کند, اما او به بحث و گفتگو با او مي پردازد و در نهايت هر دو مي پذيرند که احترام به قانون ارزشي والاتر دارد و در نهايت با سرکشيدن جام شوکران حکم اجرا مي شود.]

ادامه دفاعیات سقراط

اگه می خواهید زندگینامه کاملتری از سقراط بخونیداینجا(سقراط آفريننده‌ی فلسفه) سر بزنید

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 10:52  توسط وحید   | 

زندگینامه پروفسور محمود حسابی

سلام دوستان عزیز

بازم برگشتم خیلی دوست دارم زود به زود آپ کنم اما نمیشه(همین الان هم با وجود مشکلات زیاد آپ میکنم) . از دوستانی که نظر می دن و باعث دلگرمی میشن متشکرم امیدوارم بازهم این وبلاگ رو مورد لطف خودشون قرار بدن. امروز در حالی این پست رو انجام میدم که فکرم خیلی شلوغه راستش تو افکارم غرق شدم ولی بعدا متوجه میشم که هیچ فکری وجود نداره (آیا این یک تناقض نیست؟؟!!!!!!).

از شاهکارهای  جدید میشه به فیلتر شدن سایت gazzag اشاره کرد ....مدتی هست که ترم جدید شروع شده .ترمهای قبل آرزو داشتم که تو کلاس یه استاد (اسمشو نگم سنگینتره)بشینم و از علم ایشون استفاده کنم.این ترم به آرزوم رسیدم ولی اصلا کلاسهاش چنگی به دل نزد با اینکه استاد از نظر علمی تو آسمانها سیر میکند ولی متاسفانه از نظر سطح فکری در رتبه پایینی قرار داره حتی این استاد گرامی به سوالهای دانشجویان  جوابهایی میده که  یه شخص بیسواد ممکنه بهتر جواب بده ....این اتفاق در مورد یک استاد دیگه هم افتاد البته من از اول هم می دونستم این استاد (استاد دوم) عقایدش چطوریه اما فکر نمی کردم اوضاع به این وخامت باشه....حرفای زیادی واسه گفتن دارم به یک حرف از دکتر شریعتی اشاره میکنم ما هنوز فرق کلروایان(معادل فرانسوی روشنفکر) رو با انتلکتوئل (معادل فرانسوی تحصیلکرده) رو نفمیدیم این دو مفهوم کاملا جدا هستند(برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به کتاب چه باید کرد دکتر علی شریعتی انتشارات قلم)

         به بیان ساده تر عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل!!!

 

در ادامه سرگذشت پروفسور حسابی پدر علم فیزیک ایران رو میارم.مطلبی که قبلا جاش تو وبلاگ خالی بود.

 

                         

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش)، از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر، برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان، توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) ، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي، منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

 شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول، و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو، پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در سن نوزده سالگي، ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي، به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.

شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند، به پاس قدرداني از زحماتشان، ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق، در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را ، با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك"، با درجه عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد، به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي، دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين، ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي، پژوهشي، تخصصي، علمي و ...، از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

اولين نقشه برداري علمي و فني در کشور و تاسيس مدرسه مهندسي وزارت راه
تاسيس دارالمعلمين عالي و تدريس در آن
ساخت اولين راديو در کشور
ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي در ايران
نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران
تعيين ساعت ايران
تاسيس اولين بيمارستان خصوصي در ايران به نام بيمارستان گوهرشاد
تاسيس دانشگاه تهران
تاسيس مرکز عدسي سازي و اپتيک کاربردي در دانشکده علوم دانشگاه تهران
پايه گذاري موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران
پايه گذاري مرکز تحقيقات و رآکتور اتمي دانشگاه تهران
تاسيس سازمان انرژي اتمي
تدوين قانون استاندارد و تاسيس مدرسه استاندارد ايران
راه اندازي اولين ليزر ايران
تاسيس اولين رصدخانه نوين در ايران
پايه گذاري مرکز مخابرات اسدآباد همدان
موسس و عضو فرهنگستان زبان ايران.

 

اینم چند تا مطلب خیلی باحال که زحمتشو دوست عزیزم صائب کشیده حتما یه نگاهی بندازین :

 

راهنمای باکلاس یا جواد شدن برای دختر ها و پسرها!!!!!.....

زن از دیدگاه علم شیمی!!!!!!.......

مردان مخلوقات عجیبی هستند(نظری بر رابطه با مردان از دیگاه زنان).......

تفاوت عاشق بودن و کسی را دوست داشتن...

تفاوت واقعی بهشت و جهنم .......

علت دیوانگی....

امیدوارم از این پست خوشتون اومده باشه.لطفا نظر یادتون نره.

فعلا  خداحافظ

2 نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 22:48  توسط وحید   | 

نوبل کیست؟

آلفردبرناردنوبل در بيست ويكم اكتبر سال 1833 در شهراستكهلم سوئدچشم به جهان گشود .nobel

در 8 سالگي به همراه خانواده اش عازم روسيه شد .

نشانه هاي علاقه به علوم و به ويژه شيمي درهمان نخستين سالهاي كودكي

 در وي پديدار شد.

آموخته هايش را به شكل خودآموز فراگرفت و هيچ گاه تحصيلات دانشگاهي را از سرنگذراند . در سال 1863 به سوئد بازگشت و دركارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شيميدان مشغول به كار شد . او در توليد صنعت مواد منفجره نيتروگليسيرين موفقيت بسياري بدست آورد .

در1864 انفجاري منجر به ويراني كارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد ، پس از آن كه كارخانه هايي در آلمان و نروژ ساخته شدند نوبل در1867 اختراع نوعي از نيترو گليسيرين به نام ديناميت را به ثبت رسانيد . در ديناميت او نيتروگليسيرين جذب خاك دياتومه جامد بي اثري شده بود از اين رو كاركردن با آن ايمن تر بود . اين اختراع به سرعت كار ساخت و ساز ها را در بسياري از كشورها بهبودبخشيد.

نوبل در سال 1875 ژلاتين منفجرشونده قويتري را ارائه داد كه در آن نيتروگليسيرين با نيتروسلولز ژلاتيني شده بود . اختراع وي طرحهاي بزرگ راه سازي مانند كانال كورينث و تونل گوتارد را امكان پذيرساخت . درسال1887 بالبيست ماده منفجره بي‌دود را براي امورنظامي معرفي كرد ، آلفرد نوبل مردي تنها غالباً بيمار فروتن كمرو و دوستدار انسان ها بود . او در دهم دسامبر سال 1896 پيش از تحقق ايده هايش درمنزل شخصي اش واقع در سن رمو ايتاليا چشم از جهان فرو بست .

قسمتي از وصيتنامه نوبل

تمام دارايي ام طبق آنچه درپي مي آيد تقسيم شود . اين سرمايه به شكل اوراق بهادار معتبر توسط كارگزارانم از طريق تأسيس يك صندوق به عنوان جايزه سالانه به كساني اعطا شود كه طي سال گذشته خدمت بزرگي به جامعه انساني انجام داده باشد.

جايزه مزبور به پنج قسمت مساوي تقسيم شود و هر يك از آنها به يكي از موارد زير اختصاص داده شود: 1سهم براي كسي كه مهمترين اختراع يا اكتشاف در زمينه علوم فيزيك انجام داده است . يك پنجم براي كسي كه مهمترين يا مفيدترين اكتشاف رادرزمينه علم شيمي انجام داده ، يك سهم براي كسي كه مهمترين كشف دررشته فيزيولوژي يا پزشكي انجام داده باشد ، يك پنجم براي كسي كه برجسته ترين اثر ادبي را خلق كند ، ويك سهم باقيمانده به كسي تعلق گيرد كه بيشترين يا بهترين اقدام را براي ايجاد صلح و برادري و فروكاستن آتش دشمني بين ملت ها و برقراري دوستي انجام دهد.

مشخصات جوايز

جايزه نوبل شامل مدال افتخار-ديپلم شخصي و مبالغي وجه نقد است . طبق بند چهارم اساسنامه بنيادنوبل بيش از سه نفر نمي توانند درجايزه سهيم باشند . جايزه تنها به كساني كه درقيدحيات هستند تعلق مي گيرد ، مگرآنكه نامزدي شخص وفات يافته پيش از مرگش اعلام شده باشد ، مراسم در سالن كنسرت استهكلم برگزار مي شود و اعليحضرت پادشاه سوئد شخصاً ديپلم-مدال وسند تأييدكننده مبلغ جايزه را به دست برندگان مي دهد.

ديپلم افتخار فيزيك-شيمي توسط آكادمي سلطنتي علوم سوئدوديپلم فيزيولوژي يا پزشكي توسط انسيتوي كارولينا تهيه مي شود ، صحافي ديپلمها بر عهده صحافي hassler و falth است0جلدها از چرم بسيارمرغوب بز است0ديپلم فيزيك داراي جلد آبي رنگ و ديپلم شيمي و فيزيولوژي يا پزشكي داراي جلد قرمز است ، به علاوه خوشنويسان آرمي كه از تركيب حروف اول اسم شخص تشكيل مي شود را برروي هر يك از ديپلمهاي اختصاصي برندگان حكاكي مي كنند ، ديپلمها درون جعبه اي از جنس مقوا كه به منظورحفظ ديپلمها طراحي شده قرار مي گيرند ، ابعاد ديپلم نيز 23در35 سانتي متر است.

طبق اساسنامه بنياد نوبل كه با حضور پادشاه وقت سوئد در تاريخ 29 ژوئن1900 تنظيم شده است هيأت اهدا جوايز موظف به تقديم حواله مبلغ جايزه-ديپلم-مدال و تقديرنامه اختصاصي به برندگان مي باشد مدال نوبل فيزيك – شيمي -فيزيولوژي يا پزشكي وادبيات توسط مجسمه ساز و كليشه ساز مشهور سوئدي -اريك ليندبرگ-و مدال نوبل صلح توسط مجسمه ساز نروژي گوستاو ويگلند طراحي شده است ، در يك طرف مدال سوئدي تصويري از نوبل و طرف ديگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتين نگاشته شده است ، اين مدال تا سال 1980 به وزن 200 گرم قطر66ميلي متر واز طلاي18عيار تهيه مي شداز آن زمان تا كنون مدال از تركيبي از طلاي 18عيار و 24 عيار تهيه مي شود ، مبلغ جايزه در سال1900-150800كرون سوئيس بود كه در سال 1923 به كمترين حدخود يعني 115000 كرون سقوط كرد ، اما در سالهاي اخير اين مبلغ به طور قابل توجهي افزايش پيداكرده است1ميليون كرون در سال 1981 ، 2ميليون درسال 1986 ، 3 ميليون كرون در سال 1989 ، 4 ميليون كرون در سال 1990 ، 6 ميليون كرون در سال 2000 و از 2001 ده مليون كرون درهررشته به برندگان اهدا مي شود

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1383ساعت 2:11  توسط وحید   | 

رادرفورد پدر انرژی هسته ای

خواندن سرگذشت دانشمندان و انسانهای موفق همیشه جالب بوده گاه در بین انها مطالبی وجود داردرادرفورد که اموزنده تعجب برانگیز ویدیع وجود دارد انسانهایی که مسیر تاریخ را دگرگون کرده اندالبته در این وبلاگ بیشتر به دانشمندان فیزیک خواهیم پرداخت کسانی که به بشریت خدمت کرده اند به دریافت جوایز گوناگون از جمله جایزه موفق شده اند ارنست رادرفورد یکی از انهاست پس به بیان سر گذشت او می پردازیم

ارنست رادرفورد در تاریخ 30 ماه اوت سال 1871در حومه برایت واتر شهر نلسون واقع ساحل شمالی جزیره جنوبی زلاندنو به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از دوازده فرزند جیمز و مارتا رادرفورد نیوزیلندی‌های نسل اول بود که از کودکی از اسکاتلند به زلاندنو آورده شده بودند. خانواده رادرفورد در یک خانواده پر جمعیت دوازده بچه ای بود که اعضای آن همه در انجام کارهای روزمره خانواده مشارکت می کردند اهل خانه همه افرادی جدی کلیسا رو، خوشحال و با فرهنگ بودند. علاقه مندی رادرفورد به علوم در مرحله زودی بروز کرد. او ده ساله بود که کتاب پرطرفداری بنام خواندنی های اولیه در فیزیک تالیف معلمی بنام بالفور استوارت به دست آورد. کتاب استوارت مشابه کتابهای خود آموز فیزیک اموزی بود که در آنها نحوه به نمایش درآوردن اصول پایه فیزیک یا استفاده از اشیای ساده موجود در خانه مانند سکه، شمع، سنگ وزنه و وسایل اشپزخانه به خواننده یاد داده می شود. رادرفورد جوان سخت شیفته آن کتاب شده بود نخستین بورس از بورسهای تحصیلی متعدد زندگی خود را در سال 1887 که 16 ساله بود به دست آورد.

بورس تحصیلی دومی وی را قادر به ثبت نام در کالج کنتر بوری شهر کریستچرچ کرد که مؤسسه ای بود که در سال پیش از تولد خود او بوجود آمده بود. وی رشته‌های تحصیلی اصلی خود را فیزیک و ریاضیات انتخاب کرد که از بخت مساعد در هر دوی آنها معلمان خوبی هم داشت. رادرفورد در پایان دوره آموزشی سه ساله خود درجه کارشناسی ریاضی و فیزیک – ریاضی و (بطور کلی) علوم فیزیکی به پایان رسانید. نکته قابل ذکر در رابطه با زندگی خصوصی وی در ایام اقامت در کریستچرچ اینکه وی در آنجا با ماری نیوتن دختر صاحبخانه خود آشنا و پیبند عشق او شد. رادرفورد در پی انتشار دو مقاله مهم در باره فعالیت تشعشعی مواد در سال 1895 بر خلاف دوم شدن در گزینش جایزه مهمی به شکل یک بورس تحصیلی دریافت کرد مقررات اعطای جایزه حق انتخاب مؤسسه آموزشی را به خود برنده جایزه می داد که رادرفورد آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج به مدیریت جی .جی تامسون(صاحب نظر پیشتاز جهان در زمینه الکترو مغناطیس) را برگزید در آن سال ویلهلم کنراد رونتگن فیزیکدان آلمانی موفق به کشف ]]اشعه ایکس[[ شد کشف مهم دیگری که منجر به شروع کار اصلی رادرفورد شد.

کشف هانری بکرل فرانسوی در سال 1898 بود. رادرفورد در سال 1895 به آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج آمد تا در آنجا تحت مدیریت جی.جی تامسون مشغول به کار شود تامسون که استاد فیزیک تجربی بود رادرفورد را فعالانه در آزمایشگاه به کار گرفت رادرفورد در اوایل کار تحقیقاتی خود با انجام آزمایشی که فکر آن از خود وی بود دو تابش رادیو اکتیوی ناهمانند شناسایی کرد او پی برد که بخشی از تابش با برگه ای به ضخامت یک پانصدم سانتی متر قابل ایستادن بود اما برای متوقف کردن بخش دیگر برگه های بس ضخیم تری لازم بود او اولین اشعه ای را که تابشی با بار الکتریکی مثبت و یونیزه کننده ای قوی بود و به سهولت در مواد جذب می شد اشعه آلفا نام داد. اشعه دوم را که تابشی بار الکتریکی منفی بود و تشعشع کمتری ایجاد می کرد اما قابلیت نفوذ آن در مواد زیاد بود اشعه بتا نامید. تابش نوع سومی که شبیه پرتوهای ایکس بود در سال 1900 بوسیله پل اوریچ ویلارد(فیزیکدان فرانسوی) کشف شد این پرتو نافذترین تابش را داشت. طول موج آن بسیار کوتاه و فرکانس آن فوق العاده زیاد بود تابش جدید، پرتو گاما نام گرفت. رادرفورد و همکارانش کشف کردند که فعالیت تشعشعی طبیعی مشهود در اورانیوم: فرآیند خروج ذره آلفا از هسته اتم اورانیوم بصورت یک هسته اتم هلیم و بر جای ماندن اتمی سبکتر از اتم اورانیوم در اورانیوم به ازاء هر خروج ذره آلفا از آن است از کشف آنها نتیجه گیری شد که رادیوم تنها عنصر از شرته عناصر حاصل از فعالیت تشعشعی اورانیوم است.

رادرفورد در سال 1903 به عضویت انجمن سلطنتی لندن در آمد و در سال 1904 نخستین کتاب خود به نام فعالیت تشعشعی را که امروزه از کتب کلاسیک نوشته شده در آن زمینه شناخته می شود، منتشر کرد شهرت رو به افزون رادرفورد در جوامع علمی سبب شد که از طرف دانشگاه ها تصدی کرسی های زیادی به وی پیشنهاد شود او در سال 1907 به انگلستان بازگشت تا تصدی مقام مذکور را در دانشگاه منچستر به عهده بگیرد رادرفورد در دانشگاه منچستر رهبر گروهی شد که به سرعت دست به کار تدوین نظریه های تازه در باره ساختار اتم شد آن دوره پر ثمرترین دوره زندگی دانشگاهی او بود رادرفورد به پاس کوششهای علمی خود در دانشگاه منچستر نشانها و جوایز زیادی دریافت کرد که دریافت جایزه نوبل سال 1907 در شیمی نقطه اوج آن بود این نشان افتخار را البته برای کارهایی که در کانادا در زمینه فعالیت تشعشعی عناصر کرده بود به او دادند بزرگترین دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر کشف ساختار هسته اتم بود پیش از رادرفورد اتم به گفته خود او یک موجود نازنین سخت و قرمز و یا به حسب سلیقه خاکستری بود اما اینک یک منظومه شمسی بسیار ریز متشکل از ذرات بی شمار بود که مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده متعدد دیگر در سینه هم بود.

رادرفورد در سال 1937 در اثر یک فتق محتقن(گونه ای تورم ناشی از انسداد اعضای درونی) در گذشت او در آن هنگام 66 ساله و هنوز سرزنده و قوی بود سهم رادرفورد در شکل گیری درک کنونی ما از ماهیت ماده از هر کس دیگری بیشتر است او اشکارا بزرگترین فیزیکدان آزمایشگری به بزرگی او نیامده بود دهها انجمن علمی و دانشگاه به او عضویت و درجات دانشگاهی افتخاری دادند او را پدر انرژی هسته ای نامیده اند

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1383ساعت 2:10  توسط وحید   |