سلام دوستان
این روزها بحث انرژی هسته ای خیلی داغه...اخبار رو به دقت دنبال می کردم همه بحث های کارشناسی و غیر کارشناسی تازه فهمیدم که هیچ چیز از انرژی هسته ای نمی دونم پس چطور مردم عادی در این مورد نظر میدن تاسف من وقتی بیشتر شد که خبرنگار به طرف یک دامدار که در حال چیدن پشم گوسفند بود رفت!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و درباره اهمیت انرژی هسته ای پرسید اون بیچاره هم جواب داد لعنت به شعور این خبرنگار و آدمهایی که نمی دونند و حرف می زنند .
در ادامه یک مطلب خیلی جالب رو میارم..درباره سقراط اولین شهید در راه آزادی ....پایگذار فسلفه و استاد افلاطون در ضمن دفاعیات سقراط رو در مجلس سنا هم جالبه حتما بخونید
سقراط

اما او اعلام کرد که باید جهان شناسی را کنار گذاشت وبه انسان بازگشت. او بیان می کرد که پیامهای مخصوصی از سروش غیبی دریافت می کند.
از این پس، وی این رسالت را در وجود خود احساس کرد که در جست و جوی حقیقت ثابت و یقینی ، یعنی حکمت راستین باشد و به همگان نشان دهد که علم حقیقی یعنی:" علم به این که نمی دانم."
سقراط گفتگو را به شیوه پرسش و پاسخی شروع می کرد و در آغاز خود را با آن چه شخص مقابلش می گفت، همراه نشان می داد. ممکن بود این گفتگو به طول بینجامد، اما سر انجام بحث را به جایی می رساند که شخص مقابل به نادانی خود پی می برد؛ یعنی به این نتیجه می رسید که حقیقتا هیچ چیزی را درباره شجاعت نمی داند و به این صورت، سقراط به او می فهماند که اعتراف به نادانی ، بزرگترین دانش است.
این روش، روش دیالکتیکی نام گرفت. وی اولین کسی بود که این شیوه را در بحث های فلسفی به کار برد و به همین دلیل، روش دیالکتیک را به نام او، دیالکتیک سقراطی می خوانند.
سقراط در آتن می گشت و با افراد مختلف به این روش بحث و گفتگو می نمود. او شاگردانی هم داشت که اکثر آن ها جوانان آتنی بودند. یکی از شاگردان وی که بعدها در شمار بزرگترین فلاسفه جهان قرار کرفت، افلاطون بود.
سقراط بسیاری از بزرگان آتن را که ادعای علم و دانش داشتند، به همین نحو محکوم ساخت واین برای آنان خوشایند نبود.عاقبت این فشارها همراه با تحولات سیاسی ای که پیش آمد ، سقراط را در سال 399 ق.م به محکمه کشاند.
در محکمه سقراط متهم شد که:
1) خدایانی را که آتنیان می پرستند، عبادت نمی کند، بلکه اعمال دینی جدید و نا آشنا آورده است.
2) به علاوه جوانان شهر آتن را با افکار خود فاسد می کند.
به دلیل همین اتهام ها، برای او تقاضای مرگ شده بود. سقراط با خونسردی و متانت به تمام اتهام ها پاسخ گفت و آنها را به سوی خود متهم کنندگان بازگرداند. سقراط اعلام کرد که از مرگ هیچ باکی ندارد ، اما مرگ وی لکه ننگینی بر چهره آتن بر جای خواهد گذاشت و آیندگان، در این مورد، آتنیان را محکوم خواهند کرد. با تمام این احوال و دفاعیات مستحکم وی، هیئت منصفه ی دادگاه که تحت تأثیر جو سیاسی آشفته ی آن ایام بود ، حکم به مرگ سقراط داد.
درچند روزی که تا اجرای حکم باقی مانده و سقراط زندانی بود ، دوستان وی تلاش زیادی کرده و همه چیز را برای فرار او مهیا ساختند ، ولی سقراط با بیان اینکه چنین اقدامی مخالف اصول و ارزشهای اوست ، پیشنهادشان را رد کرد.
در روز موعود در حالی که خانواده و دوستان و شاگردانش گرد وی جمع شده و بی تابی می کردند، آنها را به آرامش فراخواند و پس از اینکه وصیتهایش را کرد، جام زهر را به آرامی سرکشید و پس از دقایقی جان سپرد .
خرد سقراط
|
[متن زير گزيده اي از دفاعيه سقراط در حضور هيات منصفه شهر آتن است. او متهم است که به خدايگان باوري ندارد و جوانان آتن را نيز گمراه کرده است. او دلايل اين اتهامات تشريح مي کند, اما هيئت منطفه عليه او رإي مي دهد و او شگفت زده مي شود که چرا با اين اختلاف آراي کم محکوم شده است. هيئت منصفه 501 نفر بودند و اختلاف آرا تنها 3 نفر بود. پس از آن، کريتون يکي از مريدان او زمينه ي فرار او را فراهم مي کند, اما او به بحث و گفتگو با او مي پردازد و در نهايت هر دو مي پذيرند که احترام به قانون ارزشي والاتر دارد و در نهايت با سرکشيدن جام شوکران حکم اجرا مي شود.] |
اگه می خواهید زندگینامه کاملتری از سقراط بخونیداینجا(سقراط آفرينندهی فلسفه) سر بزنید