
آیا نور جرم دارد؟
نظور از جرم جرمي نيست كه ما به طور معمول در موردش فكر مي كنيم.
همه چيز ميتواند جرم داشته باشه البته با اين تعريف ما ميتونيم دو نوع جرم تعريف كنيم :
۱)جرم سكون
۲) جرم داراي حركت.
جرم سكون نور صفره .ولي جرم نور در حال حركت صفر نيست.علتش اينه كه
نور داراي دو نوع ماهيت:
۱ماهيت ذره اي
۲ ماهيت موجي
ماهيت ذره اي نور از اينجا نشات مي گيره كه نور از فوتون ها تشكيل شده
(فوتون =بسته انرژي) و فوتونها مانند ذرات واقعي عمل مي كنند با اين تفاوت كه
داراي جرم سكون صفر هستند ولي وقتي حركت ميكنن جرم انها صفر نيست و
ميتونن نيرو وارد كنن. چون اينرسي دارند .انيشتين هم بخاطر اين نظريه ونظريه فوتو الكتريك تونست جايزه نوبل رو ببرد. 
آدریانو مهاجم مهار نشدنی
جام جم آنلاين: آدريانو مهاجم برزيلي اينتر ميلان با 3 گل تماشايي خود باعث شكست 3 بر يك تيم پورتو پرتغال مدافع عنوان قهرماني ليگ قهرمانان اروپا در بازي برگشت نخستين دور حذفي ليگ قهرمانان اروپا شد. پورتو با اين شكست حذف و اينتر سومين تيم ايتاليايي مرحله يك چهارم ليگ قهرمانان اروپا شد. شكست پورتو، در مجموع با نتيجه 2-4 ، به اين معني بود كه اين تيم اولين قهرمان اين ليگ است كه نتوانست به مرحله يك چهارم صعود كند. گل مدافع پورتو جورج كاستا كه نتيجه را به 2 بر يك تغيير داد اميدواري هايي در دل اين تيم به وجود آورد اما گل سوم آدريانو كه حاصل كار انفرادي او بود و در فاصله 4 دقيقه به پايان بازي به ثمر رسيد تمام اميدهاي مدافع عنوان قهرماني را بر باد داد. قبلا يوونتوس و آ.ث.ميلان به جمع هشت تيم برتر باشگاهي اروپا پيوسته بودند.
تفکر فازی
در سال 1965، پروفسور لطفی زاده تئوری "مجموعه فازی " را پایه گذاری کرد و سپس در زمینه کاربردهای این تئوری در حافظه مصنوعی، زبان شناسی، منطق، تئوری تصمیمات، تئوری کنترل، سیستمهای خبره و شبکه های اعصاب به تحقیقات گسترده ای پرداخت. در حال حاضر تحقیقات پرفسور لطفی زاده در زمینه "منطق فازی " نرم کامپیوتری، محاسبات کامپیوتری بر مبنای کلمات، تئوری کامپیوتری ادراک و زبان طبیعی است.
فازى (fuzzy) در لغت به معناى مبهم، مغشوش، كرك دار و گرفته است و شايد علت انتخاب چنين نامى براى اين نظام منطقى آن بوده كه واضع آن، پروفسور لطفى زاده مى خواسته است بر غير دقيق و سيال بودن آن تاكيد كند. منظور از عدم دقت البته عدم وفادارى به اصل بله و خير ارسطويى است
منطقى كه به ارسطو منسوب است و مبناى آن صدق و كذب؛ همه چيز را در قالب «بلى و خير» و «درست و نادرست» مى بيند. اين منطق كه در عالم كامپيوتر، دودويى (binary) خوانده مى شود، كاملاً با اجزاى اتميك دنياى ديجيتال (بيت ها) همخوان است و غالباً براى بيان دو حالت متناقض آن از اعداد صفر و يك استفاده مى شود.هر بيت، بنا به تعريف مى تواند فقط دو حالت روشن و خاموش (۱ و ۰) داشته باشد و نحوه قرار گرفتن بيت هاى خاموش و روشن در كنار هم، حالت هاى گوناگونى براى بايت ها (هر بايت متشكل از ۸ بيت) به وجود مى آورد. مهمترين اشتراك ارزشگذارى هاى منطق ارسطو و دنياى ديجيتال از همين جا نشأت مى گيرد: هر عضو فقط مى تواند يكى از ارزش هاى يك يا صفر (درست يا نادرست، بلى يا خير، ...) را داشته باشد و هيچ حالت بينابينى وجود ندارد.
منطق فازى، يك جهان بينى جديد است كه به رغم ريشه داشتن در فرهنگ مشرق زمين با نيازهاى دنياى پيچيده امروز بسيار سازگارتر از منطق ارسطويى است. منطق فازى جهان را آن طور كه هست به تصوير مى كشد. بديهى است چون ذهن ما با منطق ارسطويى پرورش يافته، براى درك مفاهيم فازى در ابتدا بايد كمى تامل كنيم، ولى وقتى آن را شناختيم، ديگر نمى توانيم به سادگى آن را فراموش كنيم. دنيايى كه ما در آن زندگى مى كنيم، دنياى مبهمات و عدم قطعيت است. مغز انسان عادت كرده است كه در چنين محيطى فكر كند و تصميم بگيرد و اين قابليت مغز كه مى تواند با استفاده از داده هاى نادقيق و كيفى به يادگيرى و نتيجه گيرى بپردازد، در مقابل منطق ارسطويى كه لازمه آن داده هاى دقيق و كمى است، قابل تامل است.
خندیدن از ته دل قلب را سالم نگه می دارد!!!
بنابر خبر اختصاصي www.SetarehSorkh.com از الایت تی ، یک گروه تحقیقاتی 20 داوطلب را مورد یک سری آزمایشات قرار دادند بطوریکه به آنها قسمت هائی از 2 فیلم را نشان دادند یکی فیلم استرس زا از یک فیلم علمی تخیلی و دیگری صحنه هائی خنده دار از یک فیلم کمدی .
نتیجه این بود که در 19 نفر از 20 نفر پس از دیدن فیلم کمدی عروق خونی آنها گشاد و رلاکس شده بود که از طریق یک سری آزمایشات به این نتیجه پی بردند.
علت اصلی این گشاد شدن عروق هم اثر ماده ای بنام نیتریک اکسید بر روی آنها بود.
دكتر ابوطالب مدرسي
5 های معروف!!!
بهره هوشی پنج شخصیت سرشناس تاریخ
)توضیح اینکه بهره هوشی افراد معمولی مابین 85 تا 115 است و افرادی که بالاتر از 125 بهره هوشی دارند ، نابغه به حساب می آیند .)
گوته ( شاعر آلمانی ) 185
چارلز دیکنز ( داستان نویس بریتانیایی ) 145
ناپلئون ( امپراطور فرانسه ) 140
گالیله ( اخترشناس و ریاضیدان ایتالیایی ) 145
موتزارت ( آهنگساز اتریشی ) 150
پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهمترین کار را انجام دادند
تولستوی در 82 سالگی کتاب (( من نمی توانم ساکت باشم )) را نوشت .
جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه (( قصه های خارق العاده پند آموز )) را نوشت .
پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی ها را می کرد .
چرچیل در 82 سالگی کتاب (( تاریخ کشورهای انگلیسی زبان )) را نوشت .
سامرست موام در 84 سالگی کتاب (( دیدگاهها )) را نوشت
پنج هنرمند مشهوری که از فقر مطلق شروع کردند
وان گوگ ( نقاش معروف هلندی )
جک لندن ( نویسنده مشهور آمریکایی )
مولیر ( نمایش نامه نویس فرانسوی )
داستایفسکی ( نویسنده روسی )
ماکسیم گورکی ( نویسنده روسی )
موضوع انشا:چهارشنبه سوری چگونه گذشت؟
من انشایم را با نامه خدا آغاز می کنم
(با عرض سلام خدمت همه کسانی که بازم به وبلاگ خودشون سر زدن )زندگی که همش فیزیک نیست با این مقدمه انشایم را آغاز می کنم
۵ ۶ ساله وقتی چهارشنبه سوری میشه منم خطرناک میشم اما امسال حال نداشتم مواد بخرم و درست کنم نمیدونم چرا ؟ هر چی به چهارشنبه نزدیک شدیم من مشتاقتر شدم اما مگه این تلویزیون میزاره هی هشدار میده که خطرناکه (که البته هم هست
)تصاویره مختلف نشون میده که عبرت بگیریم اما دیگه من و امثال من که خاکه مواد خوردیم نمی تونیم جلو خودمونو بگیریم
پس از بابا جون پول گرفتم رفتم مواد بگیرم وقتی وارد مغازه شدم دیدم چه خبره نزدیک ۱۰۰کیلو مواد اینجاست فک کنم یارو هر ساعت به اندازه ۱۰۰۰۰تومن مواد بفروشه چون هم قیمتا دوبل شده بود هم ۱ روز به چهارشنبه مونده بود ودر ضمن تو ارومیه خیلی به چهارشنبه سوری اهمیت میدن (البته منظور از مواد اکریل و سرنجه سوء تفاهم نشه ...) خلاصه خریدیمو اومدیم اینو هم بگم که همه منو نصیحت می کردن هی مثال می زدن فلانی سوخته فلانی انگشتاش قطع شده فلانی خونه ش ترکیده و... مخصوصا دوستان عزیزم مثلا یکی از هم محلیام گفت وحید اگه تو دستت منفجر بشه باعثه سوختگیه شدید میشه که ۹۸ ٪ امکان داره بمیرن اون ۲ درصدهم اصلا روش حساب نکن(یعنی یه کلمه انا لله و انا علیه راجعون) یا آقا سینا گفت:(سینااز همکلاسیام تو دانشگاه هست)وحید خودت درست نکنیا چون دوستم دو تا انگشتش قطع شده ...(خیلی ممنون از دوستان که کلی روحیه دادن )حرفه سینا خیلی روم تاثیر گذاشت خدایا چیکار کنمیه نگاه به انگشتام انداختم آخه من انگشتامو دوست دارم....![]()
خلاصه روزه سه شنبه رسید من تا این روز هیچی نترکونده بودم چون باعثه سلب آسایش از مردم میشه (آخی چقدر من آدمه خوبی هستم)با هزار مصیبت و با سرعت مواد و درست کردم همه جام نقره ای- بنفش شده بود یکی کبریتی میانداخت یک فیزا... یکی موشک و بشقاب پرنده هوا می کرد بعضیا کارپت می ترکوندن البته این تا قبل از اومدنه من بود در و که وا کردم تا بچه ها منو دیدن گفتن وحیدو نگاه کنین اومد منم با ۳ ۴ تا اکریل حرفشانو تایید کردم وای بعدش کوچه جهنم بود یه آتیشه توپی روشن کریم چه حالی می داد هی بچه ها می داختن من جواب مدادم دیگه همه جا دود بودهمه داشتن یه جوری فیض می بردن........ آقا بسه نندازین همه جا ساکت شد حالا همه باهم ۱ ۲ ۳ دوباره فیلمون یاده هندوستان کرد (البته من می رفتم خونه و تجدید قوا می کردم
)دیواره همسایه داشت میریخت (ممکنه الان که دارم می نویسم دیگه دیگه دیواری در کار نباشه)خلاصه دوربین آوردیم در حاله اکریل زدن عکس انداختیم فک کنم عکسه خوبی از آب در بیاد (اگه عمری باقی باشه تو وبلاگ عکسارو میزارم) بعدش با ماشین رفتیم بهداری دیگه تابلو شده بودیم هی دوستم دستی می کشید(چه پسره بدی بود من نصیحتش می کردم اما گارگر واقع نمی شد )هی اکریل میزدیم البته بیشتر دوستم میزد چون.....)بعدش اومدیم محله کارهای عجیب غریبی کردیم یکی لباس نینجا پوشیده بود یکی هم گریم کرده بودیم شکله ...شده بود دونه دونه در همسایه ها رو می زدیدن (من تو این قضیه بیگناه بیدم بابور کنید من پسره خوبی هستم حتی اینو دوستام هم می گن
) خلاصه من رفتم خونه وقتی رسیدم خونه خردو خمیر بودم باورش سخته اما حتی بازیه اینتر و پورتو رو نگا نکردم(آخه من یکم طرفداره اینترم (بماند اینتر ۳-۱بازی رو بردو صعود کرد )) صبحه زود پا شدم ما شینو برداشتم برم بند اما مگر این پلیسا میزارن راه رو بسته بودن
خیلی مایوس به خونه بر گشتم اما با اینحال خیلی خوشالم که صحیح و سالمم و خدا رو شکر می کنم
این بود انشایه من.
لطفا در مورد این انشا نظر بدهید پشاپیش از نظراتتون سپاسگزارم![]()
سرعت نور ثابت نيست!!!
تيم فيزيكدانان دانشگاه مك كواري سيدني در استراليا به رياست پال ديويز Paul Davies احتمال آن كه سرعت نور طي ميلياردها سال كندتر شده باشد را مطرح ساختهاند. در اين صورت فيزيكدانان بايد در مورد بسيار از فرضيهها و تئوريهاي پايه بويژه در مورد قوانين حاكم بر عالم تجديد نظر كنند. ديويز در مصاحبه با رويتر گفت: «معني اين تئوري جديد آن است كه بايد از خير تئوري نسبيت و فرمول E=mc2 و اين جور چيزها بگذريم البته نه به اين معني كه كتابها را در اين مورد دور بيندازيم؛ هميشه تحولات علمي تئوريهاي قديميتر را در خود هضم ميكند».
نتايج تحقيقات اين تيم در مجله نيچر Nature به چاپ رسيده است. جان وب اختر شناس دانشگاه نيوساوث ويلز با ارائه تئوري خود براساس شواهدي كه به دست آمده است ادعا ميكند كه سرعت نور ميتواند ثابت نباشد، كه اين موضوع معماي لاينحلي را پيش روي فيزيكدانان و اخترشناسان قرار داده است. براساس يافتههاي وب، نوري كه از كوثر- Quasar شيء شبيه به ستاره در آسمان - در طي دوازده ميليارد سال سفر خود تا رسيدن به زمين فوتونهايي از سحابي بين ستارهاي دريافت كرده است كه با فوتونهايي كه تاكنون ميشناختيم تفاوت دارد.
ديويز در توضيح يافتههاي وب ميگويد: مشاهدات وب به معني آن است كه ساختار اتمهايي كه از نور كوثر ساطع ميشود تفاوت بسيار جزيي اما با اهميت ساختار اتمهاي انسان دارد. دليل اين تفاوت فقط ميتواند از دو چيز ناشي شود: يا بخاطر سرعت نور و يا بخاطر تخليه الكتروني (Electron Charge)؛ از سويي دو قانون در قوانين فيزيك كيهاني مطرح است كه سالهاست مورد پرسش قرار گرفته است.
براساس اين دو قانون نه تخليه الكتروني و نه سرعت نور قابل تغيير نيستند. اما بايد براي مشاهدات وب توضيحي داد: يا اين مشاهدات اشتباه است و يا يكي از دو قانون ثبات سرعت نور و يا تخليه الكتروني قابل تكيه نيست. تيم ديويز بنا را براين گذاشتند كه مشاهدات وب درست بوده و يكي از اين دو قانون ممكن است آنطور كه تصور ميشد غيرقابل تغيير نباشد.
به اين ترتيب اين تيم به مطالعه سياه چالهها روي آوردند سياه چالهها تودههاي عظيم و اسرارآميزي هستند كه ماده را ميبلعند و حتي نور نيز از چنگال اين مكنده در امان نيست. اگر قرار باشد به قانون دوم ترموديناميك- كه خود يك دگماتيسم ديگر در فيزيك است- اعتقاد داشته باشيم در اين صورت تغيير در قانون ثبات تخليه الكتروني قانون دوم ترموديناميك را در هم خواهد ريخت به همين دليل يك گزينه باقي ماند و آن بررسي امكان متغير بودن سرعت نور است.
گرچه هنوز مطالعات به اندازه كافي نيست و مشاهدات وب از نور كوثر براي درهم ريختن تئوريهاي موجود كافي نيست اما مطالعه در اين زمينه از چندي پيش آغاز شده است. ا ز جمله ميتوان به مقالههايي كه در مجله Physical Review Letters منتشر شده مراجعه كرد و گرچه بسياري از وفاداران به تئوريهاي موجود سعي دارند مشاهدات وب و ديويز را اشتباه مشاهدهاي و اشتباه محاسباتي و آماري جلوه دهند، اما بحثي كه در اين زمينه آغاز شده است روز به روز دامنهدارتر ميشود و به همان اندازهاي كه خود كيهان سئوالات لاينحل باقي گذاشته مشاهدات اخير نيز بسياري از تئوريها را به چالش كشانده است.
در اين وضعيت بايد روشن شود به چه چيزهايي از تئوري گذشته ميتوان تكيه كرد و بايد ديد تئوريهاي جديد از عهده پاسخگويي به بسياري از پرسشها بر ميآيند يا خير. در واقع از نظر ديويز همان بلايي كه تئوري نسبيت انيشتين و فيزيك كوانتوم بر فيزيك قرن نوزدهم وارد آورد حالا خود شاهد آن خواهد بود كه تئوريهاي جديد پايه و اساس اين تئوريها را متزلزل خواهد كرد. حداقل دستاورد اين مشاهدات اين است كه در بررسي ساختار كيهان و اين كه از كجا نشأت گرفته و به كجا تكامل پيدا ميكند يك گام رو به جلو برداشته شده است.
تئوري نسبيت ميگويد كه سرعت هيچ چيز از نور فراتر نميرود (سرعت نور در خلأ، تقريباً000ر300 كيلومتر در ثانيه است). آرزوي انسان فراتر رفتن از اين سرعت است و اين آرزوها در فيلمهايي مثل "Star Trek" انعكاس يافتهاند. حتي اگر انسان ابزاري بسازد كه بتواند با سرعت نور حركت كند براي عبور از كهكشان راه شيري يكصدهزار سال وقت لازم است.
منبع: MSNBC - روزنامه ايران شماره 2209
نوبل کیست؟
آلفردبرناردنوبل در بيست ويكم اكتبر سال 1833 در شهراستكهلم سوئدچشم به جهان گشود .
در 8 سالگي به همراه خانواده اش عازم روسيه شد .
نشانه هاي علاقه به علوم و به ويژه شيمي درهمان نخستين سالهاي كودكي
در وي پديدار شد.
آموخته هايش را به شكل خودآموز فراگرفت و هيچ گاه تحصيلات دانشگاهي را از سرنگذراند . در سال 1863 به سوئد بازگشت و دركارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شيميدان مشغول به كار شد . او در توليد صنعت مواد منفجره نيتروگليسيرين موفقيت بسياري بدست آورد .
در1864 انفجاري منجر به ويراني كارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد ، پس از آن كه كارخانه هايي در آلمان و نروژ ساخته شدند نوبل در1867 اختراع نوعي از نيترو گليسيرين به نام ديناميت را به ثبت رسانيد . در ديناميت او نيتروگليسيرين جذب خاك دياتومه جامد بي اثري شده بود از اين رو كاركردن با آن ايمن تر بود . اين اختراع به سرعت كار ساخت و ساز ها را در بسياري از كشورها بهبودبخشيد.
نوبل در سال 1875 ژلاتين منفجرشونده قويتري را ارائه داد كه در آن نيتروگليسيرين با نيتروسلولز ژلاتيني شده بود . اختراع وي طرحهاي بزرگ راه سازي مانند كانال كورينث و تونل گوتارد را امكان پذيرساخت . درسال1887 بالبيست ماده منفجره بيدود را براي امورنظامي معرفي كرد ، آلفرد نوبل مردي تنها غالباً بيمار فروتن كمرو و دوستدار انسان ها بود . او در دهم دسامبر سال 1896 پيش از تحقق ايده هايش درمنزل شخصي اش واقع در سن رمو ايتاليا چشم از جهان فرو بست .
قسمتي از وصيتنامه نوبل
تمام دارايي ام طبق آنچه درپي مي آيد تقسيم شود . اين سرمايه به شكل اوراق بهادار معتبر توسط كارگزارانم از طريق تأسيس يك صندوق به عنوان جايزه سالانه به كساني اعطا شود كه طي سال گذشته خدمت بزرگي به جامعه انساني انجام داده باشد.
جايزه مزبور به پنج قسمت مساوي تقسيم شود و هر يك از آنها به يكي از موارد زير اختصاص داده شود: 1سهم براي كسي كه مهمترين اختراع يا اكتشاف در زمينه علوم فيزيك انجام داده است . يك پنجم براي كسي كه مهمترين يا مفيدترين اكتشاف رادرزمينه علم شيمي انجام داده ، يك سهم براي كسي كه مهمترين كشف دررشته فيزيولوژي يا پزشكي انجام داده باشد ، يك پنجم براي كسي كه برجسته ترين اثر ادبي را خلق كند ، ويك سهم باقيمانده به كسي تعلق گيرد كه بيشترين يا بهترين اقدام را براي ايجاد صلح و برادري و فروكاستن آتش دشمني بين ملت ها و برقراري دوستي انجام دهد.
مشخصات جوايز
جايزه نوبل شامل مدال افتخار-ديپلم شخصي و مبالغي وجه نقد است . طبق بند چهارم اساسنامه بنيادنوبل بيش از سه نفر نمي توانند درجايزه سهيم باشند . جايزه تنها به كساني كه درقيدحيات هستند تعلق مي گيرد ، مگرآنكه نامزدي شخص وفات يافته پيش از مرگش اعلام شده باشد ، مراسم در سالن كنسرت استهكلم برگزار مي شود و اعليحضرت پادشاه سوئد شخصاً ديپلم-مدال وسند تأييدكننده مبلغ جايزه را به دست برندگان مي دهد.
ديپلم افتخار فيزيك-شيمي توسط آكادمي سلطنتي علوم سوئدوديپلم فيزيولوژي يا پزشكي توسط انسيتوي كارولينا تهيه مي شود ، صحافي ديپلمها بر عهده صحافي hassler و falth است0جلدها از چرم بسيارمرغوب بز است0ديپلم فيزيك داراي جلد آبي رنگ و ديپلم شيمي و فيزيولوژي يا پزشكي داراي جلد قرمز است ، به علاوه خوشنويسان آرمي كه از تركيب حروف اول اسم شخص تشكيل مي شود را برروي هر يك از ديپلمهاي اختصاصي برندگان حكاكي مي كنند ، ديپلمها درون جعبه اي از جنس مقوا كه به منظورحفظ ديپلمها طراحي شده قرار مي گيرند ، ابعاد ديپلم نيز 23در35 سانتي متر است.
طبق اساسنامه بنياد نوبل كه با حضور پادشاه وقت سوئد در تاريخ 29 ژوئن1900 تنظيم شده است هيأت اهدا جوايز موظف به تقديم حواله مبلغ جايزه-ديپلم-مدال و تقديرنامه اختصاصي به برندگان مي باشد مدال نوبل فيزيك – شيمي -فيزيولوژي يا پزشكي وادبيات توسط مجسمه ساز و كليشه ساز مشهور سوئدي -اريك ليندبرگ-و مدال نوبل صلح توسط مجسمه ساز نروژي گوستاو ويگلند طراحي شده است ، در يك طرف مدال سوئدي تصويري از نوبل و طرف ديگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتين نگاشته شده است ، اين مدال تا سال 1980 به وزن 200 گرم قطر66ميلي متر واز طلاي18عيار تهيه مي شداز آن زمان تا كنون مدال از تركيبي از طلاي 18عيار و 24 عيار تهيه مي شود ، مبلغ جايزه در سال1900-150800كرون سوئيس بود كه در سال 1923 به كمترين حدخود يعني 115000 كرون سقوط كرد ، اما در سالهاي اخير اين مبلغ به طور قابل توجهي افزايش پيداكرده است1ميليون كرون در سال 1981 ، 2ميليون درسال 1986 ، 3 ميليون كرون در سال 1989 ، 4 ميليون كرون در سال 1990 ، 6 ميليون كرون در سال 2000 و از 2001 ده مليون كرون درهررشته به برندگان اهدا مي شود
رادرفورد پدر انرژی هسته ای
خواندن سرگذشت دانشمندان و انسانهای موفق همیشه جالب بوده گاه در بین انها مطالبی وجود دارد
که اموزنده تعجب برانگیز ویدیع وجود دارد انسانهایی که مسیر تاریخ را دگرگون کرده اندالبته در این وبلاگ بیشتر به دانشمندان فیزیک خواهیم پرداخت کسانی که به بشریت خدمت کرده اند به دریافت جوایز گوناگون از جمله جایزه موفق شده اند ارنست رادرفورد یکی از انهاست پس به بیان سر گذشت او می پردازیم
ارنست رادرفورد در تاریخ 30 ماه اوت سال 1871در حومه برایت واتر شهر نلسون واقع ساحل شمالی جزیره جنوبی زلاندنو به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از دوازده فرزند جیمز و مارتا رادرفورد نیوزیلندیهای نسل اول بود که از کودکی از اسکاتلند به زلاندنو آورده شده بودند. خانواده رادرفورد در یک خانواده پر جمعیت دوازده بچه ای بود که اعضای آن همه در انجام کارهای روزمره خانواده مشارکت می کردند اهل خانه همه افرادی جدی کلیسا رو، خوشحال و با فرهنگ بودند. علاقه مندی رادرفورد به علوم در مرحله زودی بروز کرد. او ده ساله بود که کتاب پرطرفداری بنام خواندنی های اولیه در فیزیک تالیف معلمی بنام بالفور استوارت به دست آورد. کتاب استوارت مشابه کتابهای خود آموز فیزیک اموزی بود که در آنها نحوه به نمایش درآوردن اصول پایه فیزیک یا استفاده از اشیای ساده موجود در خانه مانند سکه، شمع، سنگ وزنه و وسایل اشپزخانه به خواننده یاد داده می شود. رادرفورد جوان سخت شیفته آن کتاب شده بود نخستین بورس از بورسهای تحصیلی متعدد زندگی خود را در سال 1887 که 16 ساله بود به دست آورد.
بورس تحصیلی دومی وی را قادر به ثبت نام در کالج کنتر بوری شهر کریستچرچ کرد که مؤسسه ای بود که در سال پیش از تولد خود او بوجود آمده بود. وی رشتههای تحصیلی اصلی خود را فیزیک و ریاضیات انتخاب کرد که از بخت مساعد در هر دوی آنها معلمان خوبی هم داشت. رادرفورد در پایان دوره آموزشی سه ساله خود درجه کارشناسی ریاضی و فیزیک – ریاضی و (بطور کلی) علوم فیزیکی به پایان رسانید. نکته قابل ذکر در رابطه با زندگی خصوصی وی در ایام اقامت در کریستچرچ اینکه وی در آنجا با ماری نیوتن دختر صاحبخانه خود آشنا و پیبند عشق او شد. رادرفورد در پی انتشار دو مقاله مهم در باره فعالیت تشعشعی مواد در سال 1895 بر خلاف دوم شدن در گزینش جایزه مهمی به شکل یک بورس تحصیلی دریافت کرد مقررات اعطای جایزه حق انتخاب مؤسسه آموزشی را به خود برنده جایزه می داد که رادرفورد آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج به مدیریت جی .جی تامسون(صاحب نظر پیشتاز جهان در زمینه الکترو مغناطیس) را برگزید در آن سال ویلهلم کنراد رونتگن فیزیکدان آلمانی موفق به کشف ]]اشعه ایکس[[ شد کشف مهم دیگری که منجر به شروع کار اصلی رادرفورد شد.
کشف هانری بکرل فرانسوی در سال 1898 بود. رادرفورد در سال 1895 به آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج آمد تا در آنجا تحت مدیریت جی.جی تامسون مشغول به کار شود تامسون که استاد فیزیک تجربی بود رادرفورد را فعالانه در آزمایشگاه به کار گرفت رادرفورد در اوایل کار تحقیقاتی خود با انجام آزمایشی که فکر آن از خود وی بود دو تابش رادیو اکتیوی ناهمانند شناسایی کرد او پی برد که بخشی از تابش با برگه ای به ضخامت یک پانصدم سانتی متر قابل ایستادن بود اما برای متوقف کردن بخش دیگر برگه های بس ضخیم تری لازم بود او اولین اشعه ای را که تابشی با بار الکتریکی مثبت و یونیزه کننده ای قوی بود و به سهولت در مواد جذب می شد اشعه آلفا نام داد. اشعه دوم را که تابشی بار الکتریکی منفی بود و تشعشع کمتری ایجاد می کرد اما قابلیت نفوذ آن در مواد زیاد بود اشعه بتا نامید. تابش نوع سومی که شبیه پرتوهای ایکس بود در سال 1900 بوسیله پل اوریچ ویلارد(فیزیکدان فرانسوی) کشف شد این پرتو نافذترین تابش را داشت. طول موج آن بسیار کوتاه و فرکانس آن فوق العاده زیاد بود تابش جدید، پرتو گاما نام گرفت. رادرفورد و همکارانش کشف کردند که فعالیت تشعشعی طبیعی مشهود در اورانیوم: فرآیند خروج ذره آلفا از هسته اتم اورانیوم بصورت یک هسته اتم هلیم و بر جای ماندن اتمی سبکتر از اتم اورانیوم در اورانیوم به ازاء هر خروج ذره آلفا از آن است از کشف آنها نتیجه گیری شد که رادیوم تنها عنصر از شرته عناصر حاصل از فعالیت تشعشعی اورانیوم است.
رادرفورد در سال 1903 به عضویت انجمن سلطنتی لندن در آمد و در سال 1904 نخستین کتاب خود به نام فعالیت تشعشعی را که امروزه از کتب کلاسیک نوشته شده در آن زمینه شناخته می شود، منتشر کرد شهرت رو به افزون رادرفورد در جوامع علمی سبب شد که از طرف دانشگاه ها تصدی کرسی های زیادی به وی پیشنهاد شود او در سال 1907 به انگلستان بازگشت تا تصدی مقام مذکور را در دانشگاه منچستر به عهده بگیرد رادرفورد در دانشگاه منچستر رهبر گروهی شد که به سرعت دست به کار تدوین نظریه های تازه در باره ساختار اتم شد آن دوره پر ثمرترین دوره زندگی دانشگاهی او بود رادرفورد به پاس کوششهای علمی خود در دانشگاه منچستر نشانها و جوایز زیادی دریافت کرد که دریافت جایزه نوبل سال 1907 در شیمی نقطه اوج آن بود این نشان افتخار را البته برای کارهایی که در کانادا در زمینه فعالیت تشعشعی عناصر کرده بود به او دادند بزرگترین دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر کشف ساختار هسته اتم بود پیش از رادرفورد اتم به گفته خود او یک موجود نازنین سخت و قرمز و یا به حسب سلیقه خاکستری بود اما اینک یک منظومه شمسی بسیار ریز متشکل از ذرات بی شمار بود که مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده متعدد دیگر در سینه هم بود.
رادرفورد در سال 1937 در اثر یک فتق محتقن(گونه ای تورم ناشی از انسداد اعضای درونی) در گذشت او در آن هنگام 66 ساله و هنوز سرزنده و قوی بود سهم رادرفورد در شکل گیری درک کنونی ما از ماهیت ماده از هر کس دیگری بیشتر است او اشکارا بزرگترین فیزیکدان آزمایشگری به بزرگی او نیامده بود دهها انجمن علمی و دانشگاه به او عضویت و درجات دانشگاهی افتخاری دادند او را پدر انرژی هسته ای نامیده اند
یه خاطره
امروز می خوام از اولین روزی که به دانشگاه رفتم بگم . رفتم دانشکده علوم دیدم ای بابا اینجا چرا اینجوریه چرا توش درخت هست اون فواره و حوض چیه؟شبیه پارک بود (بعدا فهمیدم که اینجااسمش پاساژ علومه)تازه خیلی شلوغ وبی نظم بود شبیه بورس نیورک همه میان و میرن. ![]()
رفتم جلوتر که یکی از اشناها رو دیدم پس از سلام احوال پرسی گفت :چی قبول شدی گفتم: فیزیک هسته ای گفت زود رشتتو عوض کن گفت پسر فیزیک چیه باید مثل .....درس بخونی گفتم مگه خودت فیزیک نمی خونی گفت:اره اما پشیمونم .![]()
اصلا بیا نمراتو نگا کن رفتم نمرات نگا کردم دیدم بابا راست میگه تو یکی از لیستای نمرات که خوب نگا کردم نمره 5 تا دانشجو رو جمع کردم به 20 نمی رسید معدل بیچاره ها6 7 8بود تو یکی هم چند تا ۰/25 و ۰/۷۵بود گفتم اینا به تومن هستن یا ریال(یعنی از 10 هستن یا 20 )گفت از 20 حالم گرفته شد
گفت بیا از همکلاسیهام هم بپرس شاید قانع شدی انصافا دلشون خون بود نمی دونم این استادا با این دانشجوهای مظلوم و بیچاره چیکار کرده بودن حدود 10 نفر بودن همه شون گفتن رشتشتو عوض کن.
اعصابم حسابی خط خطی بود یکی نبود به منه بیچاره دلداری بده خلاصه منو شستو شوی مغزی دادن خیلی هم از استادا تعریف کردن دستشون درد نکنه تو سالن بودم این ور اونور می رفتم که چشمم خورد به هم کلاسیهامون دیدم خیلی بر خورد خوبی داشتن مخصوصا...... خلاصه وقتی کلاس رفتیم خیلی خوب بودفهمیدم که همه واسه درس خوندن اومدن و کلاسه خوبی داریم مخصوصا دخترا معلوم بود ۴ماه بکوب درس خوندن عینه من که نیستن تو این 3 4 ماه یا باکامپیوتر ور می رفتم یا مهمونی بودم یا می خوابیدم .در یک کلام درسو بیخیال بودم حتی جدول ضرب هم از یادم رفته بود!!!!! خدا خودش کمک کنه اما کلاس خیلی باحا له همینکه آدم پر حرفی مثله منو تحمل میکنن خودش جای تقدیر داره
امیدوارم هممون موفق بشیم و تعطیلات خوش بگذره فعلا خدا نگهدار
به نام خدا
من وحید هستم ۲۰ سال دارم .دانشجوی فیزیک هسته ای داشگاه ارومیه هستم این وبلاگ منعکس کننده موضوعات علمی و مطالبی در مورد خودم و البته هر مطلب جدید و با حال است. لطفا نظرات سازنده خود را از این وبلاگ دریغ نکنید.
به وبلاگ وحید پوررضا خوش آمدید